تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

4 - چگونگى وحى

وحى در لغت

بنا به تعريف علماء ، وحى كلام الهى است كه بر فرستادگانش نازل مىگردد . در حقيقت اين اصطلاحى و تعبيرى است از ارتباط ميان خدا و پيغمبر . اين ارتباط يا توسط پيغام آورى است كه خود ديده و سخنش شنيده مىشود ، مانند تبليغ جبرئيل بر نبى اكرم ، و يا تنها كلامش فهميده مىشود ، چون وحى بر موسى ، و يا از طريق الهام و تسخير و رؤياء و از اين قبيل است . اصل وحى را « اشارهء تند و سريع » دانسته‌اند و به جهت همين سرعت است كه گفته مىشود : « أمر وحى » يعنى امر سريع . و گفته شده : گاهى در سخن بر سبيل رمز و كنايه به كار مىرود و زمانى به صدائى بدون تركيب و با اشاره به بعضى از اعضاى بدن و يا به نوشتن مىباشد « 1 » . نمونهء آن : شاعر عرب « وحى » را به معنى « اشاره » به كار برده :
نظرت اليها نظرة فتحيّرت * دقائق فكرى فى بديع صفاتها فاوحى اليها الطّرف إنّى احبّها * فأثّر ذاك الوحى فى و جناتها نگريستم به دو نگاهى ، پس حيران ماند * دقايق فكر من در صفات بديع او ديده به او اشاره كرد كه او را دوست دارم * پس اثر گذارد همان اشاره بر چهرهء او
و يا اشارهء با انگشت را وحى گويند . در شعر عرب آمده : « فأوحت إلينا و الأنامل رسلها » « 2 » « اشاره‌اى كرد به ما و انگشتان رسولان او بودند » . و يا « وحى العيون ، كلامها » « سخنش اشارهء چشمهاست » « 3 » . در حديث آمده « و ان كانت خيرا فتوحه » « 4 » يعنى اگر
هامش
( 1 ) مفردات راغب اصفهانى كلمهء « وحى » . ( 2 ) لسان العرب كلمهء وحى . ( 3 ) ياقوت 3 : 520 س 20 . ( 4 ) النهايهء ابن اثير 5 : 163 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 77 | محمود راميار