در ميان مستشرقان كسانى مثل مارگليوث منكر اين حادثهاند . اما دكتر ولفنسون اسرائيلى آن را تأييد مىكند و مىگويد چه بسا كه در مكه از احبار يهود كسى نبوده و يا چيزى نمىدانستهاند كه قريش كس به مدينه فرستادهاند و الّا داستان اصحاب كهف در تلمود هست و يهود مدينه هم از آن پرسيدهاند « 14 » .
در مورد سبب نزول سورهء « الضّحى » نيز گفتهاند كه رسول خدا ( ص ) يك دو شبى بيمار بود كه نتوانست به نماز شب بايستد . زنى ( گفتهاند امّ جميل زن ابو لهب دختر حرب بن اميّه خواهر ابو سفيان و عمهء معاويه است ) آمد و به پيامبر گفت : اى محمد ! اميدوارم كه شيطانت ترا ترك كرده باشد . اين يكى دو شب نديدم كه او به تو نزديك شود . پس خداوند نازل فرمود :
« وَ الضُّحى . وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى . ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
( 93 : 1 - 3 ) سوگند به روز روشن و سوگند به شب كه آرام گيرد . هرگز خداى ترا ترك نكرده و بر تو خشم نگرفته است » « 15 » .
البته وحى چنان نبود كه هر وقت رسول خدا ( ص ) بخواهد بلافاصله وحى نازل شود . گاهى مىشد كه وحى در مورد مسألهاى بعد از مدتى نازل مىشد . از اين موارد : وقتى بود كه عايشه زوجهء رسول خدا دچار تهمتى شده يكماهى طول كشيد تا اين كه برائت او به شهادت قرآن رسيد « 16 » . موارد ديگر هم هست كه باز كم و بيش وحى دچار فترت و تأخير مىشود « 17 » .
هامش
( 14 ) تاريخ اليهود فى بلاد العرب 98 ، بنقل از محمد ( ص ) محمد رشيد رضا 95 .
( 15 ) مجمع البيان 10 : 504 ، بخارى تفسير سورهء و الضحى ، اسباب النزول سيوطى 140 ، سيرهء ابن كثير 1 :
413 و بعد .
( 16 ) مجمع البيان 7 : 130 ، بخارى 6 : 101 .
( 17 ) مثلا ملاحظه كنيد مجمع البيان 10 : 504 .