تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
اين سخت ترين حالات بر شوق و طلب او بود . گفته‌اند كه در اين هنگام حتى خديجه را گمان رفت كه محمد ( ص ) واگذاشته شده ، ولى اين سخن با آن روح بلند و فداكارى بىهمانندى كه در خديجه سراغ داريم سازگار نيست . در اخبار ديگرى آمده است كه رسول خدا نزد خديجه بىتابى مىكرد كه نكند خداى مرا واگذاشته باشد ، و خديجه او را دلدارى مىداد كه هرگز ! او ترا به حقّ برانگيخته و نعمتش را بر تو تمام خواهد ساخت « 3 » . در اين دوره گرچه آيات قرآنى بر او نازل نمىشد ، اما فرشتهء اسرافيل قرين نبوّتش بود « 4 » . سرانجام دوران فترت وحى سرآمد و پس از گذشت اين دوره بود كه فرشتهء وحى « جبرئيل » بار ديگر نازل شد و نزول قرآن آغاز گرديد . دربارهء اين حادثه ، جابر انصارى ، كه از صحابهء پر روايت است « 5 » ، مىگويد : سخن از فترت وحى بود كه رسول خدا مىفرمود : . . . در غار حراء مجاور بودم و پس از ختم جوار فرود آمدم . به وادى كه رسيدم ندائى از آسمان شنيدم . پس سر برافراشتم . در آنجا همان فرشته‌اى بود كه در غار حراء نزد من آمده بود . نشسته بر كرسى ميان آسمان و زمين . ترسى از او به دلم راه يافت كه بر زمين افتادم . پس به خانه بازگشتم و گفتم : « زمّلونى ، زمّلونى » بپوشانيد مرا ، بپوشانيد مرا . مرا پوشاندند و خداوند فرو فرستاد :
« يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . قُمْ فَأَنْذِرْ . وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ . وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ . وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ .
اى جامه به خويش پيچيده . به پاى خيز و بترسان . و پروردگار خويش را بزرگ شمار . و جامه‌ات را پاك دار . و از آلودگى نفس دورى گزين » . ( 74 : 1 - 5 ) و پس از آن وحى ادامه يافت « 6 » .
هامش
( 3 ) روح المعانى 30 : 158 . ( 4 ) ابن سعد 1 / 1 / 127 ، البدايهء ابن كثير 3 : 4 ، اتقان 1 : 161 ، يعقوبى 2 : 18 ، سيرهء ابن كثير 1 : 388 . ( 5 ) جابر بن عبد اللّه انصارى ( م 78 ه . ) پدرش شاهد غزوهء بدر و شهيد غزوهء احد بود . خود او در حدود شانزده سالگى پيش از هجرت اسلام آورد . در 19 غزوه شركت داشت . از روات ستّه است . اواخر عمر در مسجد نبوى حلقهء درس داشت . 1540 حديث از او بازگفته‌اند . الاعلام زركلى 2 : 92 ، كبير بخارى 1 / 2 / 207 ، شذرات ابن عماد 1 : 84 ، الكنى دولابى 1 : 77 ، البدء مقدسى 5 : 116 ، استيعاب ابن عبد البر 1 : 85 ، تاريخ ابن عساكر 3 : 386 . خود او بيعتش را با هفتاد تن در عقبهء كبرى شرح مىدهد احمد 3 : 322 ، 329 ، 394 ، حاكم 2 : 624 ، 625 ، سنن كبرى ، بيهقى 9 : 9 ، بدايهء ابن كثير 3 : 160 . ( 6 ) بخارى : تفسير سورهء 96 العلق ، مسلم 1 : 98 ، اسباب النزول واحدى 7 ، اسباب النزول سيوطى 136 ، سبل الهدى 2 : 362 .