تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
قصارى از وصيّتش گفته‌اند كه حاكى از معانى فلسفى و مذهبى است « 18 » . ولى مجموعا هر يك از اين گفته‌ها در خور بحث و گفتگوى زيادى است . دربارهء او گفته‌اند در اواخر عمر دچار كورى شده بود ، پيرمردى نابينا بود كه خديجه به سراغش رفت . وقتى هم مرد فرزندى نداشت « 19 » . اما روشن نكرده‌اند كه ازدواج كرده بود يا نه ؟ خواهرى هم داشته به نام « قتيله » كه گويا كتب دينى را مىخوانده است « 20 » . حتى گفته‌اند زنى كه نور نبوّت محمّدى را در پيشانى عبد اللّه پدر پيامبر ديد و آرزو كرد كه مادر پيامبر باشد ، او نيز رقيه « امّ قتال » خواهر ورقه بوده است « 21 » ، ولى عدهء ديگرى او را « كاظمه دختر مرّه » و يهودى و يا ليلى عدويه دانسته‌اند . اين بود تمام آنچه اخبار و روايات دربارهء اين مرد باز گفته‌اند . مىبينيد با تمام تلاشى كه شده تا جزئيّات آن بررسى گردد ، بسيارى از پرسشها ، چون هاله‌اى گرد نام او را گرفته است . اسلام آوردنش بهيچوجه روشن نيست ، تاريخ دقيق وفاتش نيز معين نشده ، ولى چيزى كه مسلّم است اين است كه مردى بدين نام و نشان و با روشنگرى و بينشى كه داشت صادقانه آنچه مىدانست با زوجهء رسول خدا ( ص ) در ميان نهاد . همدلى ورقه اهميّت فراوانى بدين واقعه مىدهد . مردى دنيا ديده و دانا كه از دين و شريعت زمان ، خوب آگاه است ، خواه بعد مسلمان شده باشد يا نه ، گوش به سخنان خديجه مىدهد و او را دلگرم مىكند ، آن هم در آغاز نزول وحى . طبيعى است كه يك چنين همدلى و هماهنگى دلگرم كننده باشد . احاديث از نظر سنديّت در حدود همان احاديث قبلى است . كسى از پيامبر و يا خديجه باز نگفته ، اما تابعينى كه نقل مىكنند مثل عروه و زهرى خيلى دور از زمان نيستند و مىدانيم كه حديث تا سالها تنها در درون سينه‌ها حفظ مىشد . اما كلمهء نامأنوس ناموس كه در اين حديث به كار رفته نبايد موجب ترديد گردد . تصادفا اين كلمه كه در قرآن مجيد نيامده ، خود بر تأييد آن مهر صحّت مىزند . كلمهء ناموس « 22 » را علماى اسلامى
هامش
شرح صدر مىدهد به دو خواهند آورد . ( المعرّب 114 . البحر ابو حيان 1 : 318 ، ابن هشام 1 : 203 ) . ( 18 ) سفينة البحار 1 : 380 . ( 19 ) نسب قريش 207 . ( 20 ) بلاذرى 1 : 81 و كنيه‌اش « امّ ورقه » بود : سنن ابى داود : كتاب الصلاة ، باب 61 . ( 21 ) النهايهء ابن اثير 5 : 78 ، ابن هشام 1 : 164 . ( 22 ) بخارى : بدء الوحى 3 ، انبياء 21 ، تفسير سورهء 96 ، 1 ، تعبير 1 ، مسلم : ايمان 252 ، احمد 1 :