به معنى صاحب سرّ و رازدار و كتب وحى و شريعت « 23 » گرفتهاند . مستشرقان هم آن را شبيه كلمهء ناموس
Nomos
يونانى مىدانند « 24 » ، كه آن هم به معنى شريعت و كتب مقدسه است و كاملا هم مناسب با ذكر موسى و اشاره به اوست . اين كلمه كاملا حاكى از آشنائى او با فرهنگ كتب يهود است ، در حالى كه قرآن همه جا كتب يهود را به نام « تورات » ذكر مىكند « 25 » . بنابراين همدلى او با خديجه و انتظار او در ظهور پيامبر آخر زمان مبتنى بر مطالعهء كتب پيشين و از روى آگاهى بوده است .
فترت وحى
گفتهاند كه چون پيامبر خدا از حراء بازگشت ، و پس از نخستين وحى ، تا چندى اين وحى منقطع گشت . مدتى كه آن را از سه روز تا سه سال گفتهاند ، وحى قطع شده بود « 1 » . اين مدت را بيشتر 15 روز و يا سه سال گرفتهاند . اما چرا بلافاصله پس از اولين وحى دوران فترت و قطع وحى پيش آمد ؟ بدان جهت بود كه نگرانيش ( ص ) از ميان برود و شوقش افزون گردد و انسش بيشتر شود و آمادهتر باشد تا وحى را دريافت كند .
اين دوران ناگوارترين و سختترين روزهاى زندگى پيامبر بوده است . رسول خدا در آتش شوق مىسوخت . هر روز بر تفكّرات معنوى و تزكيهء نفس و پاكى روان خود مىافزود . خود را پاكتر و منزّهتر از پيش مىساخت . همهء وجود خود را به انديشهها و تفكّرات روحانى خود سپرده بود . خور و خواب و آرامش را از دست داده بود ، اما از نزول آيات آسمانى خبرى نمىشد . گاه به قلّهء كوهها مىرفت و چنان محزون و دلتنگ بود كه مىخواست خود را از « ثبير » و يا « جبل النور » به زير افكند « 2 » .
هامش
312 و 4 : 198 و 6 : 223 ، 233 .
( 23 ) تاريخ طبرى 2 : 207 بيروت ، الروض 2 : 404 .
( 24 )Caetani،Annali،i،P .832 ، 062 .
( 25 ) محمد ( ص ) در مكه ، مونتگمرى وات 51 .
( 1 ) مدت آن را 3 ، 4 ، 12 ، 15 ، 19 ، 25 ، 40 و يا چند روز و يا 5 / 2 سال و 3 سال هم گفتهاند . فتح البارى روايات متعددى دارد 16 : 15 ، شرح المواهب 1 : 236 ، ابن اسحاق سه سال را جزم و قطعى مىداند . ابن سعد 1 / 1 / 130 ، سيرهء حلبيه 1 : 296 ، امتاع الاسماع 1 : 14 .
( 2 ) بخارى : تعبير 1 ، الروض 2 : 411 ، ابن سعد 1 / 1 / 131 ، مثنوى 5 : 528 ( 224 نيكلسن ) .
دلائل النبوه 1 : 69 حيدرآباد ، سبل الهدى 2 : 361 ، سيرهء ابن كثير 1 : 412 .