احسان مىپرسيد « 36 » .
گفتيم كه جبرئيل حامى و نگهبان حضرتش بود . وقتى يهود در طعامش سحر كردند ، اين جبرئيل بود كه از او دفع بلا مىخواست « 37 » . هر وقت رسول خدا شكايتى داشت ، او دلدارى مىداد و بدى را دور مىكرد « 38 » . در محضر رسول ، حضورى چون بندگان داشت « 39 » .
مىگويند يك بار هم به صورت عايشه درآمده « 40 » و در ميان زنان تنها عايشه او را ديده است « 41 » . به على ( ع ) سلام مىرساند « 42 » . عمر بن خطاب نيز او را ناشناخته در لباسى بسيار پاك و تميز با موئى به غايت سياه و آراسته مىبيند « 43 » . ابن عباس را هم گفتهاند كه دوبار او را رؤيت كرده « 44 » . و اشعارى نيز در وصف جبرئيل از آن زمان باز گفتهاند « 45 » .
بازگشت به خانه
ديديم كه رسول خدا ( ص ) چگونه وحى را درك كرد . گفتهاند كه چون از غار بيرون آمد و روانهء خانه شد هر گامى كه برمىداشت نگرانى و بيم بيشترى مىيافت .
از هر جانبى صدائى مىشنيد و چون جبرئيل را در آسمان ديد كه همهء فضا را پر كرده و به هر جانب كه مىنگرد او را مىبيند ، نگرانيش فزونى گرفت . هر چه كرد و حتى چهرهء خود را با دستان خود پوشاند فايدهاى نبخشيد . با لرزشى شبيه لرزهء تب خود
هامش
( 36 ) بخارى : ايمان 37 ، مسلم : ايمان 1 ، 5 ، 7 ، احمد 1 : 27 ، 28 ، 52 ، 53 ، 319 و 2 : 107 ، 426 و 4 : 129 ، 164 . و حاشيهء 43 همين فصل .
( 37 ) ابن سعد 2 / 2 / 16 .
( 38 ) ابن سعد 2 / 2 / 16 ، مسلم : السلام 39 ، 40 ، 46 ، ترمذى : 8 ، 4 ، احمد 6 : 160 .
( 39 ) بحار الانوار 18 : 248 ، علل الشرايع باب 7 ، كمال الدين صدوق : 85 ، سفينه ، كلمهء جبرئيل .
( 40 ) تاريخ طبرى 1 : 1262 ، التاج 3 : 380 .
( 41 ) ابن سعد 8 : 44 و 46 و طبرى 1 : 1262 .
( 42 ) بحار الانوار 9 : 255 ، تفسير ابو الفتوح 1 : 437 .
( 43 ) سيرهء حلبيه 1 : 288 و ترجمهء ملل و نحل شهرستانى : 30 ، مقابله كنيد ابو نعيم 69 و حاشيهء 36 .
( 44 ) سنن ترمذى : المناقب باب 42 ، مقايسه كنيد : احمد 1 : 293 ، 312 و 4 : 17 .
( 45 ) اشعار چندى از ورقة بن نوفل ، عمران بن حطّان ، ابو العباس و حسّان دربارهء جبرئيل ( بخصوص در غزوهء بدر ) نقل كردهاند . البحر ابو حيّان 1 : 318 ، ديوان جرير 448 - 453 ، خزانهء بغدادى 1 : 199 بولاق ، شرح بانت سعاد ابن هشام بغدادى : 129 ط . اوريه ، المعرّب جواليقى 114 .