جبرئيل هميشه با رسول خدا بوده ، تنها سه سال را گفتهاند كه اسرافيل قرين وى بوده است « 23 » . هر شب ماه رمضان به ديدار نبى ( ص ) مىآمد « 24 » و قرآن را تا جائى كه نازل شده بود با پيامبر اكرم مقابله مىكرد « 25 » . پيامبر دو سه بار او را به صورت اصلى خود رؤيت كرده است « 26 » . قرآن مجيد نيز رؤيت فرشتهء وحى را در دو جا شهادت مىدهد : « و ( پيامبر خدا ) هرگز به هواى نفس سخن نمىگويد . سخن او چيزى جز وحى خدا نيست . او را ، ( فرشتهء ) بسيار توانا آموخته است . همان فرشتهء مقتدرى كه به خلقت كامل جلوه كرد . و او در افق أعلى بود . آن گاه نزديكتر آمد و بر او نازل گرديد . بدان نزديكى كه با او به قدر دو كمان و يا كمتر نزديك شده بود . پس خداوند به بندهء خود وحى كرد آنچه وحى كرد ، آنچه ديد بر دلش هم نشست . آيا بر آنچه به چشم ديده انكار مىكنند ؟ يك بار ديگر هم او را ديد . نزد سدرة المنتهى . . . » ( 53 : 3 - 14 ) جاى ديگرى فرمود :
« همانا « قرآن » كلام رسول بزرگوار حق است و ( اين رسول ) فرشتهء با قوت و قدرتى است كه نزد خداى مقتدر عرش با جاه و منزلت است . او فرمانده فرشتگان و امين وحى خداست . پيامبر زمان شما هرگز ديوانه نيست و او اين امين وحى را در افق آشكار ديد . . . » ( 81 : 19 ببعد ) .
اما بيشتر اوقات وحى شنيده مىشد و خود جبرئيل ديده نمىشد . در سورههاى ديگر اشاره است كه وحىها شفاهى بوده . مثلا وقتى فرمان رسيده كه « با شتاب و عجله زبان به قرائت قرآن مگشاى كه ما خود آن را مجموع و محفوظ داريم و آن گاه كه بر تو خوانديم از آن خواندن پيروى كن . . . » ( 75 : 16 ببعد ) از اين فهميده مىشود كه القاء وحى شفاهى و شنيدنى بوده است . اضافه بر آن ، در تمام آياتى كه با « قل » « بگو » شروع مىشود ، توان گفت كه وحى شفاهى و شنيدنى بوده ، يعنى
هامش
( 23 ) سفينة البحار 1 : 143 ، تاريخ طبرى 1 : 1249 ، 1255 .
( 24 ) بخارى : بدء الوحى 5 ، احمد 1 : 288 و 363 .
( 25 ) بخارى : الانبياء 1 ، ابن سعد 1 / 1 / 116 .
( 26 ) مجمع البيان 9 : 173 ، 175 و 10 : 446 ، صافى 2 : 618 ، الدر المنثور سيوطى 6 : 123 ، بخارى :
بدء الخلق 7 ، مسلم : ايمان 280 - 287 ، سيرهء حلبيه 1 : 268 ، موطأ : 70 ، نلد كه 1 : 22 و بعد ، شپرنگر 1 : 272 ، احمد 1 : 395 ، 407 و 6 : 50 ، 236 و 241 ، ترمذى ، تفسير سورهء و النجم 3 ، سورهء 6 : 5 . بعضى از متصوّفه آن را اشارهاى به رؤيت الهى مىدانند ( كتاب التعرف كلاباذى 20 - 22 ) .