تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
اهلى دمخور و سزاوار عطاء كرد . و خديجه با اين سيرت نيك و دل پاك بود كه سزاوار گشت تا خداى عالميان به دو سلام رساند و به بهشت مژده فرمايد « 2 » . جزئيات اين اخبار گاهى چنان رنگ اسطوره و افسانه گرفته كه جاى بحث را باز مىگذارد . در اينكه جزء به جزء گفتگوى رسول خدا و زوجهء كريمه‌اش چه بوده ، خدا داناست . اما از آنچه گفته‌اند به طور دقيق و كامل مىتوان اين نتيجهء قطعى را داشت كه ثبات و پايدارى خديجه منبعث از ايمانش به خدا و رسول خدا بوده است . نكتهء مهم ديگرى مىماند و آن اين كه در همهء اين اخبار صحبت از نگرانى و اضطراب و دلهره ، و گاهى هم ترس و شكّ پيامبر به ميان آمده كه متأسفانه سخن قطعى و روشنى از ماهيت آن باز نگفته‌اند . چه بسا كه ياران پيامبر بيش از اين به صرافت پرسش و جويائى نيفتاده باشند و يا اگر هم پرسشى شده و پاسخى دريافته‌اند ، بيش از اين به نسلهاى بعدى نرسيده است . امّا شك و يا نگرانى پيامبر ( ص ) را كه بعضى از اخبار و يا نويسندگان باز گفته‌اند چيست ؟ در مورد شكّ مىتوان گفت اگر هم شك داشته ، اين شكّ در وجود خدا نبوده است . ايمان و وثوق و اطمينان او ( ص ) هرگز تزلزلى نيافت . او خدا را در دل و جان خود پذيرا بود . پاى بند بدين اعتقاد بود كه آفريدگار يكى است و جز او نيست . امّا شكّ گاهى پيدا مىشود ، پس از علم اليقين باز هم شك پيدا مىشود . اما اين شك ، اگر هم بوده ، در وجود خدا نبوده . اخبار در اين مورد گويا هستند . شك در وجود خود او بود . نكند كه چيزيم شده باشد ! نكند . . . او بار مسؤوليت نسلهاى انسان را بر دوش خود احساس مىكرد . هدايت نسلها ! تا وقتى انسان بر زمين است ، هدايتش با اوست . اين نه كارى كوچك و ناچيز بود ، اين نه خطر زندگى يكنفر و چند نفر بود . اين سرنوشت همهء انسانها و راه هدايت آنها بود . اين نقطهء عطف تاريخ بشرى بود . اين تحول عظيم يك انسان كامل به پيامبر آخرين بود . اين هجرتى بود از خود به حق و از حق به خلق . سفرى بود از خود به برون و فدا كردن نفس در راه هدايت خلق . و اين امر نه چنان آسان بود كه به كوتاه
هامش
( 2 ) سفينة البحار - : 380 ( نظير آن ) و بخارى : مناقب الانصار 20 ، نكاح 108 ، ادب 23 ، توحيد 32 ، 35 ، مسلم : فضائل الصحابه 71 - 74 ، ترمذى : مناقب 61 ، ابن ماجه : نكاح 56 ، احمد 1 : 205 ، 395 و 2 : 231 و 4 : 355 ، 356 ، 381 و 6 : 58 ، 202 ، 279 ، الروض 2 : 224 ببعد ، التاج 3 : 378 . قسطلانى 10 : 435 .