نكتهء ديگرى كه مىماند در مورد كلمهء « إقرأ » است كه معمولا آن را « بخوان » ترجمه مىكنند و اين مطلب موجب سوء استفادهء بعضى از مستشرقان شده كه مىخواهند ناخوانا بودن پيامبر ( ص ) را طرد كنند در صورتى كه ، برخى ديگر از ايشان إقرأ را بلّغ معنى مىكنند ، يعنى تبليغ كن ، ابلاغ كن ، كه در بحث « امّى » بودن پيامبر ( ص ) دوباره بدان مىرسيم « 19 » . جواب مستشرقان در بحث امى بودن پيامبر خواهد آمد اما عظمت اين نكتهاى كه اعجاب و تحسين حتى نامسلمانان را برانگيخته ، در خور ذكر و تكرار فراوان است . آغاز وحى ، آغاز پيام خداوند به جامعهء بشريت براى طول بقاء حيات ، با كلمهء « إقرأ ، بخوان » است . قرآن بر پيامبرى امّى ، درس ناخوانده و معلّم ناديده ، كتاب نخوانده و قلم نشناخته نازل شد ، اما همان آغازش با « إقرأ » و تعليم بود ، با خواندن و آموزش بود ، سراسر قرآن نيز دعوت به تدبّر و تفكّر و تعقل و پژوهش و آموزش است . پيامبرى كه كودك صحرا بود ، بزرگ شدهء بيابان عرب بود ، ناگهان صلاى صلاح براى جامعهء بشريت مىدهد و پيام « إقرأ و تعليم » مىفرستد . بخوان به نام پروردگارت كه انسان را از آن مرحلهء « علق » ( خون بسته ) ، بدين مرحله از تعالى و كمال رسانده و جهانى از كمال معنوى و جمال روحانى در پيش دارد .
بدين ترتيب ، آغاز وحى با « بخوان بنام پروردگارت » بود .
جبرئيل امين
كسى كه وحى الهى را به پيامبر اكرم ( ص ) مىرساند و واسطهء وحى خدائى بود ، فرشتهاى است كه « جبرئيل » نام دارد . او مكلّف به ابلاغ وحى به رسول خدا بود . او يكى از چهار فرشتهء مقّرب است كه عبارتند از جبرائيل ، ميكائيل ، اسرافيل و عزرائيل و هر يك وظيفهاى خاصّ دارند . نامش در عربى ده گونه تلفّظ شده است « 1 » . معمولا مفسّران اسلامى جبرئيل را به معنى عبد اللّه مىگيرند « 2 » . امّا در ميان
هامش
( 19 ) نولد كه : تاريخ قرآن 14 ، 81 ، بلاشر : مقدمه 8 ، در آستانهء قرآن 22 .
( 1 ) المحتسب 1 : 97 ، التيسير دانى 75 ، النشر ابن جوزى 2 : 219 ، اتحاف 144 ، البحر ابن حيان 1 : 317 - 318 ، القراءات الشاذة ابن خالويه 8 ، المعرّب جواليقى 113 ، 114 ، تفسير طبرى 1 :
346 .
( 2 ) بخارى : تفسير سورهء 2 باب 2 ، الروض 2 : 402 تفسير طبرى 1 : 347 .