دارند كه قرائت قرآن به غير عربى در نماز جايز نيست زيرا تصرفى در قرائت خروج از اعجاز است . در قرائت نماز هم به غير عربى اجماعا حرام شده است .
گويا ابو حنيفه در اول گفته بود قرائت به غير عربى هم رواست ، ولى بعد گفته بود اگر قادر بر تلفظ عربى باشد بايد به عربى بخواند و اگر به غير عربى باشد نمازش باطل است « 10 » .
ترجمههاى اروپائى قرآن
چنان كه در آغاز بحث اشاره كرديم قرآن تقريبا به تمام زبانهاى زندهء دنيا ترجمه شده و همچنان اين كار هنوز ادامه دارد . روزى نيست كه ترجمهء تازهاى از اين كتاب آسمانى زينت بخش مطبوعات نباشد . ترجمهء قرآن به زبانهاى ديگر از همان صدر اسلام سابقه داشته و نمونهء آن حديثى است كه از سلمان نقل شده كه بسم اللّه الرحمن الرحيم را بنام يزدان بخشاينده ترجمه كرده است « 1 » . ترجمههاى اروپائى نسبة سابقهء قديمى دارند . مىدانيم كه اسلام از همان به دو ظهور با دنياى مسيحيت تماسهائى داشت و يكى از مظاهر مهم آن ، مباحثاتى بود كه ميان دانشمندان دو مذهب پيش مىآمد . دانشمندان عيسوى مواجه با اين امر بودند كه دسته دسته عيسويان مصر و شام و حتى كشيشان و بزرگانى چون يوحنا حلقدونى -
John
Thechaleedonian
راهب سيناء به اسلام گرويده و به روى همكيشان سابق خود شمشير كشيدهاند ، اين بود كه در پى شكست اسلام از هيچ تلاشى باز نمىايستادند . كتب و رسائل مختلفى دربارهء اسلام تدوين شد . نمونهء آنها تاريخ يوحنانيقى
John
of
Nikiu
بود كه در سال 696 ميلادى رئيس دير بود . يوحنا دمشقى ( 675 - 749 م . ) اسلام و بت پرستى را در هم مىكند و ظهور اسلام را علامتى از علامات دجّال مىشمارد . تيموتائوس كاتوليكى در مناظرات دينى زمان مهدى ( 783 م . ) شركت داشت و كتابهايش به خوبى حاكى از آگاهى او بر احوال اسلام است . تئوفيلوس فرزند توماس رهاوى نيز از بزرگان دينى بود
هامش
( 10 ) مجلهء الازهر مجلد 3 : 32 ، 33 ، 66 ، 67 . رجوع كنيد مناهل العرفان جلد دوم .
( 1 ) او اولين مترجم قرآن است ( المبسوط 1 : 37 ) فاتحه را به فارسى ترجمه كرد كه در نماز مىخواندند تا زبانشان عربى گشت . قاله فى النهايه و الدرايه - النفخة الفارسيه - مناهل العرفان 2 : 55 ، حتى گفتهاند ترجمه را بر پيامبر اكرم ارائه نمود .