تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
كسى كه نمىتواند عربى را تلفظ كند نمىتواند به ترجمهء تنها كفايت كند « 4 » . ابن حجر از ائمهء محدّثين دربارهء وجوب ترجمهء قرآن مىگويد : « وحى به زبان عرب و بعثت بر همه مردم اعم از عرب يا غير عرب بوده و براى اينكه وحى عربى به همه ابلاغ شده باشد بايد ترجمه شود . امام جار اللّه زمخشرى در تفسير آيهء 4 از سورهء ابراهيم مىگويد : حاجتى نبوده كه وحى به همهء زبانها نازل شود زيرا ترجمه مىتواند جانشين آن شود . پس كافى است كه وحى به يك زبان نازل شود و از آن زبان به زبانهاى ديگر ترجمه شود . يكى از مواردى كه قرائت سوره‌اى از قرآن واجب است نماز مىباشد . حال اين پرسش پيش مىآيد : كسى كه نمىتواند عربى را تلفظ كند آيا مىتواند نماز را به زبانى جز عربى بگزارد ؟ در مذهب شافعى قرائت جز به عربى روا نيست و نماز به غير از عربى درست نيست « 5 » . حتى گفته‌اند : الفاظ قرآن تعبدى است و كسى كه فاتحه را نداند نبايد براى او ترجمه شود « 6 » . در مذهب مالكى هم قرائت قرآن به غير عربى جايز نيست . اگر كسى از تلفظ فاتحه عاجز باشد بايد به ديگرى كه خوب مىتواند تلفظ كند اقتدا نمايد . فاتحه به عربى فرستاده شده و هر مكلفى بايد آن را بياموزد « 7 » . در ميان حنبلىها هم قرائت به غير عربى جايز نيست اگر كسى بتواند بياموزد و كوتاهى كند نمازش درست نيست « 8 » . ابن حزم حنبلى است و مىگويد : كسى كه فاتحه يا آياتى از قرآن را عامدا در نمازش به غير عربى و يا به عربى ولى به الفاظى جز آنچه در كتاب خدا آمده بخواند و يا كلمات را پس و پيش بگويد نمازش باطل است . پس و پيش كردن كلمات هم تحريف كلام خداست « 9 » . قول حنفى گرچه كمى در هم نقل شده ولى گفته‌اند : پيشوايان فقه همه اجماع
هامش
( 4 ) الوجيز : 26 ، 27 . الجامع العوام 14 - 17 . ( 5 ) مجموع 3 : 379 . ( 6 ) ترشيح المستفيدين 1 : 52 . ( 7 ) حاشيهء دسوقى بر شرح الدرد بر مالكيه 1 : 232 - 236 ، مدونة 1 : 62 . ( 8 ) مغنى 1 : 526 . ( 9 ) ابن حزم : المحلى 31 : 254 .