انتخاب مىشود توجه خاص داشت . ضمائر و روابط در زبان ترجمه بايد درست معادل روابط و ضمائر كتاب خدا باشد . گرچه شايد گاهى گذاردن هر كلمه معادل عربى محال نمايد .
شرايط ترجمه
گفتگوئى نيست كه مثل هر ترجمهء ديگرى مترجم بايد به زبان خود و زبان عربى تسلط كامل داشته باشد . دقائق و رموز ، اسلوب و خصائص هر دو زبان را به خوبى بشناسد . همهء معانى و مقاصد اصل را در ترجمه كاملا در نظر بگيرد و ترجمه به حدى روان باشد كه بهيچوجه نشان ترجمه در آن ديده نشود . البته اين مطلب تا حدى بستگى به زبان هم دارد . بايد كه در زبان مورد ترجمه كلماتى هم معادل زبان ديگر وجود داشته باشد تا بتوان بجاى هر كلمهاى از آن زبان ، كلمهء ديگرى از اين يكى گذاشت . ميان هر دو زبان هماهنگى لازم از نظر مفردات ، ضماير ، قيود ، پسوند ، پيشوند ، روابط ، تركيب جملات و امثال آن باشد .
اما در ترجمهء تفسيرى بيشتر منظور برگرداندن معانى و مقاصد قرآنى است كه تا حدّ مقدور مراد و مقصد الهى در تربيت بشرى به همهء زبانها منتشر گردد . در اين ترجمه كار به دشوارى ترجمهء لفظى ( كلمه به كلمه ) نيست . مترجم معانى و مقاصد را به زبان ديگر برمىگرداند . دربارهء اين نوع ترجمه گفتهاند كه هيچگاه الفاظ به تنهائى مورد نظر نبوده است . لفظ تنها ظرف معنى است و آنچه مهمتر است معانى و مقاصدى است كه توسط اين الفاظ بيان مىشود . قرآن فرستاده شده تا همه آن را بفهمند و بدان عمل كنند . نه اينكه تنها به الفاظ و كلمات آن اكتفاء نمايند .
فوايد ترجمهء قرآن
گفتگوئى نيست كه با ترجمهء كلام الهى پرده از جمال ملكوتى سخنان آسمانى برگرفته شده و همگان مىتوانند كلام الهى را بفهمند و بر شوق و ايمانشان بيفزايند . حجّت خدا بر كسان بيشترى آشكار مىشود و مردم زيادترى هدايت مىيابند . تعاليم الهى گسترش بيشترى مىيابد و بر اعتقاد مؤمنان افزوده مىگردد .
طهارات ، تقوا ، و مكارم اخلاق رواج بيشترى مىيابد . چه زيادند مردمى كه از راه ترجمهء قرآن جلال و شكوهمندى سخن الهى را درك كرده و به تفكر در آيات الهى