تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
و فهم و تدبّر در مفاهيم آسمانى تشويق شده‌اند . چه بسا كه شبهات معاندين بر اثر انتشار ترجمه جواب داده شده و معارف اسلامى ميدان نشر بيشترى يافته است . غير - مسلمانان هم نسبت به حقايق اسلام و تعليمات دينى روشنتر شده و نداى حقيقت رساتر گرديده است . چنان كه گفته‌اند تبليغ وحى واجب است و انتشار ترجمهء قرآن خود انجام وظيفه است . زيرا دعوت اسلام عام است و به مردم بخصوصى اختصاص ندارد . بهترين راه چنين تبليغى هم ترجمهء كلام الهى است تا مردم غير عرب نيز از آن چيزى بفهمند . چنين وظيفه‌اى ايفاء نمىشود مگر اينكه سخن خدائى به زبان خود ايشان تبليغ و حجّت الهى ابلاغ گردد ، البته انجام چنين وظيفه‌اى تا حدّ مقدور است كه لا يكلف اللّه نفسا الا وسعها .

نظر دانشمندان

حال بد نيست نظر چند تن از دانشمندان را در اين باره بدانيم . شافعى مىگويد « 1 » : اگر پيشنمازى به هنگام نماز در تلفظ قرآن دچار اشتباه يا لحنى شد يا كلمه‌اى غير عربى به زبان آورد ، اگر منظورش قرائت بوده نماز او و نمازگزاران پشت سر او كافى ولى اگر مقصود كلامى غير قرائت باشد نمازش باطل مىشود . شاطبى از بزرگان مالكى گويد « 2 » : دلالت كلمات عربى بر معانى خود از دو جهت است . يا دلالت اصلى است و الفاظ و عبارات مطلقه بر معانى مطلقه دلالت مىكند ، و يا دلالت تبعى است و الفاظ و عبارات مقيده بر معانى خادمه دلالت مىكنند . از جهت اول بهيچوجه اختصاصى به ملت خاصى نيست اما از جهت دوم مختص زبان عرب است . خلاصه اينكه شاطبى ترجمهء قرآن را جايز مىشمارد . حجة الاسلام غزالى مىگويد : روايت معنى حديث براى دانشمندان جايز است زيرا بيان شرع براى غير عرب به زبان خودشان اجماعا جايز مىباشد ، در اين مورد تا جائى كه مقدور است بايد مترادفات عربى را به كار برد . سفراى رسول خدا نيز اوامر او را به زبان آنها ابلاغ مىكردند . ما مىدانيم كه در لفظ تعبدى نيست . منظور فهم معنى و رساندن آن به خلق خداست . اين مانند تشهد و تكبير از موارد تعبّد در لفظ نيست « 3 » . جاى ديگر مىگويد : بجاى فاتحه نمىتوان ترجمه آن را خواند و
هامش
( 1 ) شافعى كتاب الام تحت عنوان امامة الاعجمى 1 : 147 . بنقل از مناهل العرفان 2 : 56 ببعد . ( 2 ) كتاب الموافقات تحت عنوان : منع ترجمة القرآن 2 : 44 ، 45 ، 63 . ( 3 ) كتاب المستصفى 1 : 169 .