تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
در ترجمه امانت شرط است و همهء معانى و مقاصد اصل بايد ايفاء شود . در ترجمه دعوى اطمينان است . خواننده مىداند كه مترجم تنها واسطهء نقل بوده و فقط مراد و مدلول اصلى را برگردانده است « 10 » . مع ذلك بايد قبول كرد كه ميان ترجمهء لفظى و ترجمهء تفسيرى فرق چندانى نيست . در قرآن مجيد هر دوى آنها تعبير كلام الهى به زبان ديگر است . بيشتر در ترجمهء قرآن منظور و رايج‌تر ، همان ترجمهء تفسيرى است . البته تفسير كلام به زبان اصلى و يا به زبان ديگر فرقى ندارد .

آيا ترجمهء قرآن جايز است يا نه ؟

اين سؤال از ديرباز پيش آمده كه آيا ترجمهء قرآن جايز و يا واجب است ؟ يا نه ؟ . . البته حكم در اين باره بستگى به معنائى دارد كه از ترجمه مىكنيم . گفتيم كه ترجمه چهار معنى اصلى دارد كه سه تاى از آنها مربوط به لغت و چهارمى مشترك ميان لغت و عرف مردم بود كه البته بيشتر اين معنى چهارمى مورد توجه و گفتگو است . در مورد اول كه منظور از ترجمه تبليغ كلام الهى باشد ترجمه جايز و شايد هم بتوان گفت واجب است . زيرا تبليغ كلام الهى و رساندن سخن خدائى به كسانى كه آن را نشنيده‌اند وظيفهء شرعى مسلمانان است تا حجّت خدا بر آنان تمام شود و راه گريزى بر آنان نماند . اگر نه چنين بود و اگر مسلمانان به اتيان اين وظيفهء شرعى خود چنان كه بايد اهتمام نمىورزيدند ، چگونه سخن الهى به نسلهاى بعدى و نژادهاى گونه‌گون مىرسيد ؟ فرد فرد و گروه گروه كلام الهى را شنيدند و به ديگران نيز رساندند . اين خود قرآن است كه پنهان كنندگان آيات را به لعنت مىگيرد . پيامبر اكرم خود هميشه آيات آسمانى را بر همهء مردم ، دوستان و دشمنان ، موافقان و مخالفان ، و در همه جا ، در سفر و حضر ، در مكه و مدينه ، و در جنگ و صلح فرو مىخواند و آنها را به كلام حق دعوت مىفرموده ، كسان بسيارى را هم براى تبليغ
هامش
( 10 ) تفصيل اين فصل را در مناهل العرفان 2 : 5 ببعد ببينيد و نيز الفرقان ابن خطيب 273 ببعد ، تاريخ ادب عربى كارل بروكلمن 1 : 142 ، مقدمهء بر قرآن از بلاشر : 264 - 274 ، تاريخ العرب فى الاسلام : 20 ببعد ، ترجمه تاريخ قرآن از زنجانى : 113 ، تاريخ قرآن از كردى : 2 ، مباحث فى علوم القرآن : 177 ، تاريخ سير ترجمهء قرآن : 7 ، 9 - 115 ، وحى محمدى : 12 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 648 | محمود راميار