2 ) تفسير و شرح سخن به همان زبان اصلى - چنان كه مثلا ابن عباس را ترجمان - القرآن لقب دادهاند . طبرى هم ترجمه را بمعنى بيان و تفسير و شرح به كار برده است « 7 » . زمخشرى هم همين معنى را در نظر مىگيرد « 8 » .
3 ) ترجمه يعنى تفسير سخن به زبان ديگرى « 9 » .
4 ) گرداندن از زبانى به زبان ديگر مشهورترين معنى اين كلمه است كه در كتب لغت عرب زياد به آن اشاره شده است .
اما در عرف وقتى ترجمه گفته مىشود بيشتر منظور معناى چهارم ترجمه است يعنى برگرداندن معناى كلامى از زبانى به زبان ديگر ، بطوريكه تمام معانى و مقاصد منظور در متن اصلى به زبان ديگر منتقل شود و در زبان ديگر همان معانى و مقاصدى فهميده شود كه در زبان اصلى از آن فهميده مىشود .
ترجمه معمولا به دو قسم : ترجمهء لفظى و ترجمهء تفسيرى مىشود . ترجمه لفظى ترجمه كلمه به كلمه است . مترجم نخست معنى درست جمله را درك كرده سپس معادل هر كلمهاى را كلمهء ديگر به زبان دوم مىگذارد .
ترجمهء تفسيرى يا معنوى نقل معانى و مقاصد به زبان ديگر است با حفظ همان نظم و ترتيب اوليه - مترجم در اين مورد التزام ندارد كه مرادف هر كلمه را درست در جاى خود بگذارد و بلكه بيشتر سعى دارد معناى اوليه را حفظ و ببهترين وجهى در زبان دوم بازگو كند .
البته بايد توجه كرد كه ميان ترجمهء تفسيرى و خود تفسير فرق است .
ترجمه خود مستقل است و بستگى زيادى به اصل ندارد در صورتى كه تفسير همراه متن است و متن را شرح مىكند . در ترجمه ، متن عينا رعايت مىشود . درست يا نادرست همانطور كه هست به زبان ديگر برگردانده مىشود و حال آنكه در تفسير ، تفسيرگو نظر خود را نيز بيان مىكند ، روشهاى گوناگون را مطرح مىسازد و نتيجه - گيرى مىكند . از اينجاست كه در تفاسير كلام الهى مباحث مختلفى چون علوم لغت ، عقايد ، فقه ، اصول ، شأن نزول ، ناسخ و منسوخ و علوم ديگر مطرح مىشود .
هامش
( 7 ) تفسير طبرى 1 : 24 ، 32 ، 57 ، 67 ، 75 چاپ بولاق و جلد 1 ص 70 حاشيهء 1 چاپ دار المعارف .
تراجمة القرآن - مفسران طبرى 1 : 57 ، 67 بولاق . ترجمه المفسرون - فسره المفسرون 1 : 75 بولاق .
ترجمه به معنى مطلق تبيين هم گرفته شده است . تفسير ابن كثير و بغوى .
( 8 ) زمخشرى : اساس البلاغة .
( 9 ) فسر كلامه بلسان آخر : اللسان 14 : 332 ، قاموس 4 : 83 ، تاج العروس ، جوهرى - شرح قاموس .