بر فريبكاران و انبياء گمراه كننده به كار مىرود اين است كه رؤيا نبينند « 14 » ، زيرا متقدّمان ، رؤيا را اعلانى از اعلانات الهى مىدانستند و تفسير و تعبير آن طريقهها داشت « 15 » . در اين رؤياها ، پيامبران حوادث آينده را مشاهده مىكردند . گاهى اين مشاهده صريح و روشن است و زمانى بدون تميز زمان است . چنان كه زمان حادثه روشن نيست « 16 » .
وقتى هم جلال يهوه در رؤيائى آتشين نمودار مىشود ، رويا روى سخن مىگويد و با دستى طومارى مكتوب ارائه مىكند و آن را ( همچون عسل شيرين ) به پيامبر مىخوراند « 17 » .
در قرآن مجيد نيز به رؤياى پيامبران اشارتهاست . ابراهيم ( ع ) در يكى از همين رؤياها بود كه فرمان ذبح پسر خود را دريافت داشت ( 37 : 101 - 112 ) . يوسف سجدهء شمس و قمر و يازده كوكب را به خواب ديد ( 12 : 4 ) .
از رؤياهاى رسول خدا ( ص ) نيز در قرآن ياد شده ، چنان كه او ( ص ) به خواب ديد كه با صحابهء خود به مسجد الحرام رفته ، بعضى سر تراشيدهاند و برخى تقصير كردهاند ، و خداوند صدق و حقيقت خواب رسول خدا را بعد آشكار ساخت ( 48 : 27 ) و همچنين رؤيائى كه براى آزمايش مردم به دو نموده شد ( 17 : 60 ) .
علقمه ( م 62 ) مىگفت : انبياء قلوبشان نخست در خواب آماده مىشود تا بعد ، وحى نزول يابد « 18 » . در حديث آمده كه بعضى از رؤياها جزئى از نبوت « 19 » و يا نوعى از وحى و يا دورهء آمادگى است .
وقتى عايشه مورد اتّهام قرار گرفت ، خود را بسيار كوچكتر از آن يافت كه دربارهء او وحيى نزول يابد ، تنها اميدش اين بود كه رسول خدا رؤيائى بيند كه خداوند او را از آن اتّهام تبرئه كرده باشد « 20 » .
هامش
( 14 ) ميكاه 3 : 6 .
( 15 ) از جمله خواب فرعون و تعبير حضرت يوسف ( پيدايش 41 : 1 ببعد ) و خوابى كه براى جدعون ديدند و تعبيرش ( سفر داوران 7 : 13 ) و خواب نبوكدنضر ( دانيال باب 2 ) و . . .
( 16 ) اشعيا : باب 10 و 11 . زكريا : باب 9 . يوئيل 2 : 28 - 32 .
( 17 ) كتاب حزقيال 1 : 1 تا 3 : 15 .
( 18 ) سيرهء ابن كثير 1 : 388 .
( 19 ) بخارى : تعبير 2 ، 4 ، 10 ، 26 . . . موطأ مالك : كتاب رؤيا ح 1 و 3 . زاد المعاد فى هدى خير العباد ابن قيم جوزيه 1 : 19 ، سفينة البحار 1 : 499 - 494 .
( 20 ) بخارى : تفسير سورهء نور 6 ، احمد بن حنبل 6 : 197 .