تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
از قرّاء نامى عاصم اين كلمه را بگونهء « زوره » خوانده است و سورة اگر بفتح سين خوانده شود بمعنى « حدّت » خواهد بود و اگر با سين مضموم تلفظ كنند به معناى ديوار و احاطه و دور و امثال آن مىباشد . در زبان فارسى « سور » به معناى جشن و مهمانى و هنگامه به كار مىرود . صفىپور مىنويسد : « و نيز سور مهمانى فارسى است و بشرف تكلم نبى ( ص ) مشرف گرديده ، قال : « قوموا فقد صنع جابر سورا » « 8 » يعنى برخيزيد كه جابر سورى آماده كرده است . اين كلمه در قرآن مجيد بگونه‌هاى مختلف به كار رفته است . به شكل « سورة » 9 بار آمده « 9 » و جمع آن « سور » يك بار ذكر شده است « 10 » . يك مرتبه هم « تسوّروا » « 11 » بمعنى فرو جستند و يا از ديوار بالا رفتند « 12 » . سور « 13 » بمعنى باروى ، از ابن عباس نقل كرده‌اند كه در زبان جرهم به معناى ديوار است . از همين ريشه اساور نيز چهار بار در قرآن مجيد آمده است « 14 » به معنى النگوها و دست و رنجنهاى زرين يا جمع سوار و يا اسوار بر حذف زياده است . زيرا اگر با زياده بوده چنان كه عبد اللّه بن مسعود خوانده است « 15 » ، اساوير مىشد و يا جمع اسوره ( كه خود اسوره جمع سوار است ) مىباشد . در اين صورت اساور جمع الجمع است .
هامش
دائرة المعارف اسلام مقالهء سورهء .The . Noeldeke:NeueBeitraegeZ . Sem . SPrachen1 - 03M . Sister:MetaPhernU . VergleicheimKoran . MitteilungesdesSiminars furOrientalicheSPrachen43 ، 0391 .Lagarde:Nachrichtend . Gesellschaftd . Wissenschaft،Goettingen، 9881 ، 392 - 323Schwally:GeschichtedesQorans13 . ( 8 ) منتهى الارب 1 : 594 ، ايضا اللسان 6 : 55 ، نهايهء ابن اثير 2 : 420 ، فتح البارى 6 : 127 ، 128 ، جواليقى : 192 ، ادّى شير : 96 . ( 9 ) سورهء 2 بقره آيهء 23 : سورهء 9 توبه آيهء 64 ، 86 ، 124 ، 127 ، سورهء 10 يونس : آيهء 38 ، سورهء 24 نور آيهء 1 ، سورهء 47 محمد ( ص ) آيهء 20 ، 20 . ( 10 ) سورهء 11 هود آيهء 13 . ( 11 ) سورهء 38 ص آيهء 21 . ( 12 ) البرهان 1 : 264 ، كشف الاسرار 8 : 336 . ( 13 ) سورهء 57 حديد آيهء 13 . ( 14 ) سورهء 18 كهف آيهء 31 ، سورهء 22 حج آيهء 23 ، سورهء 35 فاطر آيهء 33 ، سورهء 76 دهر آيهء 21 . ( 15 ) ابو الفتوح رازى 7 : 130 و 9 : 53 .