دلالت مىكند كه پيغمبر گرامى ( ص ) آيات قرآنى را در برابر ياران خود چنان مىخواند كه ما امروز مىخوانيم و مجالى براى ابراز شك و ترديد و يا وهمى در اين باره باقى نمانده است .
2 - سورهها
معنى سوره
سورههاى قرآنى به فصول كتابها مىماند . گروهى از آيهها را كه در نظم قرآنى ميان دو بسم اللّه و از پى هم قرار گرفته ، سوره نامند . در جمع آن « سور » گفته مىشود .
چون : « خطبه و خطب » و غرفه و غرف » .
سوره بدون همزه « 1 » در لغت به سه معنى آمده است : شرف و منزلت ، پايگاهى بلند و رفيع را سوره نامند ، نمونهء آن قول نابغهء ذبيانى است كه براى نعمان بن منذر گفت :
« ا لم تر أنّ اللّه أعطاك سورة * ترى كلّ ملك دونها يتذبذب »
« 2 » « نمىبينى كه خداوند چنان جايگاهى از منازل شرف به تو داده كه كاخهاى پادشاهان نزد آن كوتاه مىنمايد » .
و نيز بمعنى بناى بلند و زيبائى است كه سر به آسمان كشيده باشد « و هر رده از بنا و نيكو و دراز از بناها « 3 » » . همچنين عرب باره و ديوار شهرها را « سور المدينه » ناميده ، چه ، ديوار شهرها بلندتر از خود شهر بوده است . در بنا و ساختمان سوره را به « السّور » جمع بستهاند . چنان كه العجاج مىگويد :
« فربّ ذى سرادق محجور * سرت إليه فى أعالى السّور »
« 4 » « چه بسا خيمهنشين ( سراپردهدار ) محجورى كه بر او گذشتم در كاخهاى بلند » ! در اينجا چنان كه مىبينيم سوره به « السور » جمع بسته شده ولى سورهء قرآنى هيچگاه
هامش
( 1 ) قريش و قبايل عرب مجاور ايشان چون هذيل و سعد بن بكر و كنانه ، سوره را بدون همزه مىگويند ولى تميم و ديگران سؤرة با همزه تلفظ كنند . ( مقدمه ابن عطيه : 283 ) .
( 2 ) ديوان نابغه : 17 ( يا 57 ) ، چاپ در نبورگ 8 : 9 ، اللسان 6 : 53 ، مجاز القرآن : 4 ، تفسير قرطبى 1 :
65 .
( 3 ) منتهى الارب 1 : 594 .
( 4 ) ديوان العجاج : 27 ، اللسان 6 : 52 ، 55 ، مجاز القرآن : 5 ، 196 .