چنين جمع بسته نمىشود . طبرى مىگويد : اگر همچنين جمعى بستيد و منظور همهء قرآن باشد در قياس ، خطائى نشده است « 5 » ولى آن را ترك كردهاند و چنين جمعى از اين كلمه نيامده است .
پارهاى نيز سوره را « سؤره » خواندهاند كه در لغت بمعنى نيم خورده و پس مانده و زيادى چيزى آمده است . از اينجا آبى را كه كسى آشاميده و كمى از آن در ظرف مانده ، آن پس مانده را « سؤر » خوانند . از اينجا ميمون بن قيس اعشى بنى ثعلبه در وصف زنى كه او را ترك كرده ولى عشقش هنوز بجامانده چنين مىگويد :
« فبانت ، و قد أشارت فى الفؤا * دصدعا ، على نأيها ، مستطيرا »
« 6 » معناى سورهء قرآنى را با معنى آن در لغت پيوستگى و وابستگى خاصى است . زيرا سورهء قرآن چون سخن خدائى است داراى شرف و منزلت ، و پايگاه بلند و رفيع است .
و يا اينكه قراءت هر سورهاى موجب بلندى مرتبه و برترى منزلت قارى آن مىشود . -
و يا از اين نظر كه چون دژ بلند بالا و غير قابل نفوذ و رسوخى است و همچون باروى شهر كه بر همهء شهر و هر چه در آن است احاطه دارد ، سوره نيز گرداگرد آيهها را فرا گرفته و آنها را بهم پيوسته و در برابر هر باطل و مكابرهاى حصن حصين و جاودانهاى برپا ساخته است .
و يا ، بسان كاخ پر جلال و شكوه ، و با عظمت و پر هيمنهاى است كه هر دانشمند متفكرى را به شگفتى انداخته و هر نابغه و داهيهء بخردى را به اعجاب واداشته است .
بهر صورت ، سوره به گروهى از آيات اطلاق مىگردد كه ميان دو بسم اللّه بهم پيوستهاند و از غير پيراستهاند .
اما دربارهء ريشهء لغت ، بايد دانست كه علماى اسلامى آن را عربى اصيل دانستهاند و ابن السبكى و ابن دريد و ابن حجر و سيوطى هيچيك آن را جزء لغات بيگانهء عربى نياوردهاند . ولى مستشرقينى چون آرتور جفرى ، لاگارد ، نولدكه ، شوالى ، بوهل و بل در اين باره سخن گفته و پارهاى آن را از كلمهء عبرى تازهء « شورا » بمعنى ترتيب ، صف ، مشتق دانستهاند و دستهء ديگر از كلمهء سريانى صورتا بمعنى نص گرفتهاند « 7 » .
هامش
( 5 ) تفسير طبرى 1 : 35 ، بولاق 1 : 104 معارف ، ولى ابو عبيده مىگويد در آن اختلاف كردهاند ( مقدمه ابن عطيه : 284 ) .
( 6 ) ديوان اعشى : 67 .
( 7 ) كارل برو كلمن : تاريخ ادب عؤب 1 : 138 ، آرتور جفرى : لغات بيگانهء قرآن كلمهء سوره ، بول :