نهادم و ميانشان « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ننهادم و آن را جزء سبع طوال قرار دادم » . « 4 »
در اين روايت عثمان از نزول سورهها به شماره گفتگو مىكند و باز در ميان نصوص و روايات مختلفه اين سخنان را مىيابيم كه عثمان بن ابى العاص گفت : « نزد رسول خدا نشسته بودم كه ناگاه حضرت به بالا نگريست ، سپس چشم به پائين افگند و گفت :
« جبرئيل نزد من آمد و گفت كه اين آيه را در اين جايگاه از سوره قرار دهم :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى . . .
« 5 »
و باز آنچه را كه بخارى از عبد اللّه بن زبير نقل مىكند كه گفت : به عثمان گفتم آيهء
« وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً »
« 6 » را آيهء ديگرى نسخ كرده است . پس چرا آن را نوشتيد ؟ - گفت : « اى برادرزاده ! چيزى از آن را از جايش تغيير نخواهم داد « 7 » » . يعنى هر آنچه بوده چنان كه بوده نگهداشته است .
و نيز در روايتى عمر گفت از پيامبر از هيچ چيز بيشتر از كلاله نپرسيدم تا با انگشت به سينهام زد و فرمود : آيهء تابستانى كه در آخر سورهء نساء است ترا كفايت مىكند « 8 » . همچنين روايات صحيحهاى كه از قراءت نبى اكرم دربارهء سورههاى مختلفه نقل كردهاند دلالت آشكار و روشن بر ترتيب آيهها در آن دوره دارد . مانند سورههاى بقره و آل عمران و نساء در حديث حذيفه و سورهء الاعراف در صحيح بخارى است كه آن را به نماز مغرب مىخواند و سورهء « قد افلح المؤمنون » را كه نسائى نقل مىكند و يا سورهء « روم » را كه بروايت طبرانى به نماز صبح قراءت مىفرمود . در كتب سنت احاديث بسيارى داريم كه پيامبر اكرم ( ص ) وقتى قرآن را بر نويسندگان وحى مىخواند ترتيب آيات را نيز به آنان مىفرمود « 9 » .
روايات صحيحه در اين باره در كتب عامه و خاصه فراوان و همهء آنها بروشنى
هامش
( 4 ) رجوع كنيد : پيوستگى سورهء انفال و توبه در فصل 11 .
( 5 ) سورهء 16 النحل : آيهء 90 .
( 6 ) سورهء بقره آيهء 240 .
( 7 ) سيوطى : اتقان 1 : 60 نوع 18 فصل .
( 8 ) ابن سعد 3 : 1 / 202 ، ابن عساكر 5 : 133 .
( 9 ) براى نمونه رجوع كنيد : صحيح بخارى : كتاب تفسير القرآن باب 18 ، كتاب الاحكام باب 97 ، مسند احمد 3 : 120 و 4 : 381 چاپ قاهره 1313 ه .