تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
اسورة ( بمعنى دست بندهاى زرين ) نيز يك بار در قرآن آمده « 16 » كه در خواندن آن اختلاف كرده‌اند . اين را هم اضافه كنيم كه از سوره پنجم نيز تعبير كرده‌اند . در تفسير « و النّجم اذا هوى » گفته‌اند : مراد به نجم نجوم قرآنست كه خداى تعالى نجم از پس نجم و آيت از پس آيت و سوره از پس سوره بفرستاد « 17 » .

حكمت تعيين سوره‌ها

تجزيهء قرآن به سوره‌ها فوائد و حكمتهائى دارد : « از آن جمله : آسان كردن كار بر مردم و تشويق آنان بر ياد گرفتن ، آموختن و از حفظ كردنش مىباشد . زيرا اگر چون يك حلقه تنها بود ، نه حلقه‌هاى بهم پيوسته ، حفظ و فهمش دشوار مىگشت . اما بدينسانى كه هست ، همه مىتوانند كه در اين درياى بيكران خروشان و پر نعمت فرو روند و از مواهب بيكران آن بهره‌مند گردند . و باز از آن جمله : بر موضوع سخن و محور كلام دلالت مىكند . چه در هر سوره‌اى موضوع روشنى است كه از آن گفتگو مىكند مانند سورهء بقره ، سورهء يوسف ، سورهء نمل . . . از همه بالاتر اينكه هر سوره‌اى اشاره‌اى به آن است كه بلندى و كوتاهى سوره‌ها شرط اعجاز نيست و هر سوره‌اى ، هر قدر هم كه كوتاه باشد چون سورهء كوثر ، خود در كمال اعجاز قرار گرفته است . زمخشرى صاحب كشّاف مىگويد : چون به انواع و اصناف تقسيم گردد نيكوتر و جليل‌تر از آن است كه در يك باب تنها قرار گيرد . و از آن جمله اينكه چون قارى و خواننده‌اى ، سوره يا بابى از كتاب را بپايان برده و ديگرى را آغاز كند شادمان‌تر و خرسندتر مىگردد و بر تحصيل بقيهء آن بيشتر برانگيخته مىشود . و يا همچون مسافرى است كه فرسنگها راه مىپيمايد . . . و بهر فرسنگى نفسى تازه مىسازد و نشاطى نو براى راه مىيابد . . . بدين جهت قرآن به اجزائى تقسيم شده است . و از آن جمله : چون حافظ قرآن ، در سوره‌اى مهارت يافت و فهميد كه قسمتى مستقل
هامش
( 16 ) سورهء 43 زخرف آيهء 53 . ( 17 ) تفسير ابو الفتوح رازى 9 : 245 ، وجوه قرآن حبيش تفليسى : 284 .