مىخواهم بگريزم و بر جاى نمانم » « 11 » ورقه گفت : چنين نكن اين بار كه ترا بر خواند .
هم بر جاى مىباش تا آنچه مىگويد بشنوى سپس نزد من بيا و مرا آگاه كن . پس چون رسول خدا خلوت گزيد فرشته او را ندا كرد كه اى محمد ! بگو : « بسم اللّه - الرحمن الرحيم . الحمد للّه رب العالمين . . . و لا الضالين » .
اين حديث نيز نمىرساند كه نخستين آيهء منزّله سورهء فاتحه باشد . بلكه چنين فهميده مىشود كه نزول فاتحه پس از نزول وحى جلى در غار حراء بوده است و بعد از آنكه پيامبر بنزد ورقه مىرود و بعد از آن بوده كه آوائى از پشت سر مىشنيده و بعد از سخن و اشارهء ورقه بوده كه به اين آوا گوش بدهد . گذشته از آن ، اين حديث مرسل است و در سندش نام صحابى كه آن را باز گفته باشد يافته نمىشود .
صاحب كشاف اين قول را از بيشتر مفسران نقل مىكند . ولى ابن حجر تصريح مىنمايد كه جز شمارهء بسيار كمى آن را باز نگفتهاند . بهر صورت ، سورهء حمد را نخستين سورهاى دانستهاند كه بتمامى يكباره نازل شده است و برخى هم گفتهاند كه اين سوره دو بار نازل شد هم در مكه و هم در مدينه « 12 » .
قول چهارم : « بسم اللّه الرحمن الرحيم »
قائلين به اين قول استدلال به روايتى مىكنند كه واحدى نقل مىكند « 13 » كه گفتند : نخستين چيزى كه نازل شده از قرآن « بسم اللّه الرحمن الرحيم و اول سورهء اقرأ » بود .
ولى به اين سخن هم پاسخ دادهاند كه اين حديث نيز مرسل است بسمله نيز در صدر هر سورهاى نازل مىشد . البته اگر بسمله را آيتى جدا و مستقل در هر سورهاى بدانيم نخستين آيهاى كه نازل شده على الاطلاق ، آن خواهد بود . ولى اگر آن را آيه مستقل هم نشماريم بهر صورت نخستين كلمهء نازله خواهد بود .
سخن در مورد « بسمله » بتفصيل گذشت . در اينجا بايد اضافه كنيم كه طبرى در روايتى از ابن عباس نقل مىكند كه در آغاز نزول جبرئيل استعاذه را به پيامبر اكرم آموخت . سپس گفت بگو : بسم اللّه الرحمن الرحيم و بعد از آن « اقرأ » را فرو
هامش
( 11 ) كشف الاسرار ميبدى 1 : 26 .
( 12 ) دمياطى : اتحاف فضلاء البشر : 118 ح 2 ، زركشى : البرهان 1 : 29 .
( 13 ) اسباب النزول : 6 ، 11 .