بود و حسن ( بصرى ) و يحيى بن يعمر را به اين كار مأمور كرد و بدنبال آن كتابى دربارهء قراآت و اختلاف مردم دربارهء خط تأليف شد . مردم سالهاى چندى بر آن بودند تا اينكه ابن مجاهد كتابش را دربارهء قراآت تأليف كرد « 10 » .
البته اين نقطهگذاريها و ضبط حركات و رموز يك مرتبه بوجود نيامده و سير تدريجى داشته است . تا اينكه اندك اندك در قرن سوم هجرى به دورهء كمال خود رسيد .
ولى از همان اوايل عدهاى از علماء هميشه با اين كار مخالف بودند و حتى در پايان قرن چهارم و اوايل قرن پنجم از فرط تعصب و براى اينكه بدعتى نشود قرآنهائى بدون نقطه و اعراب نوشته مىشد كه هم اكنون نسخههائى از آن در كتابخانهء ملى پاريس و يا نقاط ديگر موجود است .
تقسيمات و رموز ديگر قرآن
از كارهاى تازهء ديگرى كه در ابتداء علماء از آن كراهت داشتند ولى سرانجام آن را پذيرفتند نوشتن عناوين بر سر هر سورهاى و نهادن رموز فاصله بر سر هر آيهاى و نيز تقسيم قرآن به اجزاء ، احزاب و ارباع و امثال آن بود « 1 » .
رموزى كه بر سر هر آيه مىگذاردند موجب تميز آيه از آيهء ديگر مىگرديد . آن روزها هنوز رسم نبود كه در آخر هر آيهاى شمارهء آن را ذكر كنند بلكه در پايان هر ده آيه كلمهء عشر و يا سر حرف ع « ء » را مىنگاشتند و يا در آخر هر 5 آيه كلمهء خمس و يا « خ » را مىنوشتند . اما نوشتن شمارهء آيات و يادداشت مكى و مدنى بودن سورهها از ابتدا مورد اختلاف بوده است « 2 » . زيرا دربارهء مكى و مدنى بودن آيات سخن جور واجور زياد گفتهاند . اين علائم را در به دو امر به رنگهاى مختلف مىنوشتند تا از متن قرآن كه با رنگ سياه نوشته مىشد متمايز باشد و زود شناخته گردد .
تقسيم قرآن به اجزاء سى گانه نيز كار تازهترى است بطوريكه امروز وقتى گفته مىشود جزئى از قرآن خوانده شد بدون درنگ فهميده مىشود كه يك سىام قرآن خوانده شده است . و هر جزئى نيز به چهار و يا سه حزب تقسيم شده و بر سر هر آيهاى
هامش
( 10 ) مقدمهء ابن عطيه بر تفسيرش الجامع المحرر ، المقدمتان : 276 .
( 1 ) المحكم : 16 .
( 2 ) در كتاب المصاحف سجستانى : ص 137 ببعد نظر موافقان و مخالفان نوشتن اين عناوين و رموز ضبط است .