سياه و نقطهها را با قرمز نوشتهاند . نقطه اگر در بالاى حرف باشد نشانهء فتحه و اگر در زير آن باشد كسره است و نقطهء ميان حرف ضمّه مىباشد .
رواج قطعى مصحف عثمان
گرچه قرآن رسمى در زمان عثمان تدوين شد و چنان كه اشاره كرديم متن مصحف عثمانى بسرعت رواج يافت ، ولى هنوز كم و بيش مصاحف ديگرى هم در گوشه و كنار رونق داشت و در طى سى سال ( از سال 35 هجرى خلافت على ( ع ) تا 65 هجرى خلافت عبد الملك ) نسخههاى زيادى از قرآن وجود داشت كه با هم اختلاف داشتند . منتهى ، چون بنى اميه خلافت يافتند در پرتو رواج قرآن از نيروى سياسى خود بهره بردارى فراوانى كردند و در ميان ايشان وقتى خلافت به مروان رسيد خواست كه قرآنى جز مصحف عثمانى باقى نماند و در اين كار از هيچ كوششى خوددارى نداشت . چنان كه ديديم حتى قرآن حفصه را خواست و او از دادن آن امتناع جست ، ولى چون مرگ او فرا رسيد بر سر جنازهاش حاضر شد و آن مصحف را از عبد اللّه بن عمر طلب كرد و سرانجام آن را گرفت و از بين برد « 1 » .
عبد الملك بن مروان در سال 65 هجرى به خلافت رسيد و براى استحكام كار بنى اميّه جدّى بليغ داشت . گفتهاند كه انجام نقطهگذارى براى تميز ميان حروف مشابه نخستين بار در زمان عبد الملك پيش آمد . ولى در كتب قديمترى كه بدست آمده و پيش از خلافت عبد الملك نوشته شده بعضى از حروف چون باء و تاء و نظايرش نقطهگذارى شده است .
عبد الملك براى تقويت بنيان حكومت خود دو عامل قوى و بيباك داشت :
عبيد اللّه بن زياد « 2 » و حجاج بن يوسف ثقفى « 3 » .
هامش
( 1 ) المصاحف 9 و 21 و 24 و 25 ، ابن عساكر 5 : 445 ، مقدمتان 275 .
( 2 ) عبيد اللّه بن زياد بن ابى سفيان نخست حاكم خراسان و بعد عراق شد و در 67 ه . - 686 م . فوت نمود .
زترشتن : دائرة المعارف 4 : 1037 .
( 3 ) حجاج بن يوسف ثقفى مردى زشت رو ، خون ريز و ستمكار ولى با كفايت و فصيح بود . نخست با پدرش در طائف معلمى مىكرد و بعد به لشكريان روح وزير عبد الملك بن مروان پيوست . بر اثر كفايت و كاردانى و سختگيريهائى به فرماندهى سپاه رسيد . به زودى حاكم حجاز شد و عبد اللّه بن زبير را كه از زاهدان و عابدان بنام بود و عليه بنى اميه قد برافراشته بود سركوب كرده و بدار آويخت . در آن كشمكش خانهء خدا را با منجنيق خراب كرد ( به سال 72 و يا 73 ه . - 692 م . تاريخ مستوفى :