داد تا همهء قرآن اعرابگذارى شد سپس مختصرى كه منسوب به او است وضع كرد « 7 » .
مردم نيز اين روش را پسنديدند و از او پيروى كردند - زمان گذشت و اين روش گسترش يافت و اندك اندك ابتكار بيشترى در آن به كار رفت و هرگاه حرف حلقى بعد از تنوين قرار مىگرفت دو نقطه بالاى هم ثبت مىكردند تا علامت آن باشد كه نون ظاهر مىشود و الّا دو نقطه را در كنار هم مىگذاشتند تا نشانه آن باشد كه نون مدغم و يا مخفى است . پس از آن مردم مدينه براى حرف مشدّد علامتى مانند قوس ( كمان ) قرار دادند بدين سان : ( - ؟ ؟ ؟ ) علامات ديگرى هم كم كم بوجود آمد مانند اينكه براى همزهء وصل كششى ( جرّهاى ) در بالا و يا زير و يا وسط آن مىگذاشتند بر حسب اينكه ما قبل آن زبر يا زير يا پيش باشد « 8 » .
گفتهاند كه ابو الاسود اين كار را براى نخستين بار انجام داد ولى روشن نيست كه اگر هم او انجام داده آيا بدستورى زياد « 9 » و يا بفرمان عبد الملك بن مروان « 10 » بوده است . اما اينكه خود به تنهائى دست به يك چنين كارى زده باشد شايد زياد معقول و منطقى به نظر نرسد و چه بهتر هماهنگ كسانى باشيم كه او را در حلقهء نخستين از زنجير نقطهگذارى و سجاوندى قرآن مىدانند « 11 » .
يحيى بن يعمر
ولى همه در اين مورد هماهنگ نيستند .
ابن ابى داود وعدهء ديگرى گفتهاند : « اولين كسى كه قرآن را نقطه گذارى كرد يحيى بن يعمر بود . » « 12 » ابن يحيى از قرّاء معروف بصره و اصلا ايرانى و شيعه بوده
هامش
( 7 ) انباه الرواة قفطى 1 : 5 ، اخبار النحويين سيرافى : 16 ، المحكم فى نقط المصاحف ، 3 - 7 هر يك به نحوى باز گفتهاند و نيز تاريخ قرآن نولد كه 3 : 261 ديده شود .Noldeke .DieGeschichtedesQorantexts،LeiPzig8391 ،s .162 .
( 8 ) روش نقطهگذارى را ملاحظه كنيد : كتاب المصاحف : 144 ، المحكم فى نقط المصاحف : 6 - 9 و 19 ببعد .
( 9 ) البرهان فى علوم القرآن 1 : 251 ، المحكم : 3 ، انباه الرواة 1 : 5 .
( 10 ) مقدمتان : مقدمه ابن عطيه بر تفسيرش الجامع المحرر : 276 ، الاتقان چاپ حجازى 2 : 290 چاپ سوم حلبى بابى 2 : 171 نوع 76 مسئلة .
( 11 )Blacheخre:IntroductionauCoran:P .08 ،note301 .
( 12 ) كتاب المصاحف : 141 ، المحكم : 5 ، الاتقان 2 : 171 .