اهل فن آنها را بر خلاف قياس تشخيص دادهاند . سپس تابعان نيز همان رسم الخط را از لحاظ تبرّك و تيمّن رسم الخط اصحاب پيامبر ( ص ) پيروى كردهاند ، همان صحابهاى كه پس از پيامبر بهترين افراد بشر بشمار مىرفتند و گفتارهاى وحى را از كتاب خدا و كلام پيامبر فراگرفته بودند . چنان كه هم اكنون نيز برخى از كسان خط ولى با عالمى را از لحاظ تبرّك مىپسندند و رسم الخط او را خواه درست يا نادرست تقليد مىكنند ولى هيچ نسبتى ميان اينان و آنچه صحابه نوشتهاند وجود ندارد . چه ، شيوهء صحابه پيروى شده و رسم الخط آنان پايدار گرديده و علما هم متوجه آن رسم الخط در مواضع معلوم شدهاند .
« و در اين باره نبايد به پندار برخى از بيخبران اعتناء كرد كه مىگويند : صحابه به هنر خط كاملا آشنا بوده و خط را نيكو مىنوشتهاند و اينكه برخى تصور مىكنند خط آنان مخالف اصول و قواعد رسم الخط است درست نيست . بلكه كليه مواردى را كه مخالف قياس شمردهاند مىتوان توجيه كرد و مىگويند در موضعى نظير اضافه شدن الف در « لا اذبحّنه » « 1 » اين زياده تنبيهى است بر اين كه ذبح روى نداده است و در افزوده شدن ياء در « باييد » « 2 » ياى زايد تنبيهى است بر كمال قدرت پروردگار ، و امثال اينها از توجيهاتى كه بر روى هيچ اصلى جز ادعاى بىدليل محض استوار نيست و تنها موجبى كه آنان را به اين گونه توجيهات وادار كرده اين است كه ايشان معتقدند با اين گونه توجيهات صحابه را از توهّم نقص عدم مهارت در خط تبرئه و منزه مىكنند و مىپندارند كه اين خط كمال آدمى است و بنا بر اين صحابه را از نقصان اين كمال منزه مىسازند و آنان را به كمال در مهارت خط نسبت مىدهند و براى توجيه آنچه از خط ايشان مخالف مهارت و اصول رسم الخط است اين گونه تلاشها مىكنند . در صورتى كه اين شيوه درست نيست . و بايد دانست كه خط دربارهء آنان از كمالات نيست . چه ، اين فن چنان كه ياد كرديم از جملهء صنايع مدنى است كه براى كسب معاش به كار مىرود و كمال در صنايع از امور نسبى است و كمال مطلق نمىباشد . زيرا نقصان در آن به ماهيت دين يا خصال انسان باز نمىگردد .
بلكه نقصان صنعت مربوط به مسائل معاش آدمى است و بر حسب عمران و همكارى در راه آن پيشرفت مىكند . زيرا عمران استعدادهاى نهفتهء انسان را نشان مىدهد » « 3 » .
هامش
( 1 ) سورهء 27 النمل : آيهء 21 .
( 2 ) سورهء 51 الذاريات : آيه 47 .
( 3 ) ترجمهء فارسى مقدمهء ابن خلدون : ص 843 .