تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
كشيده و از اين جهت زرقانى مىگويد : زشت گوئى روش دانشمندان و ادب جويندگان نيست مطلب مورد نظر ، مسأله‌اى است نظرى و حكم در آن باره و رجحان يك طرف بر طرف ديگر بستگى بدلايل طرف دارد ، نه هواى نفس - اگر ما دلايل اينها و آنها را بنگريم ملاحظه مىكنيم كه دلايل نادبيرى ( اميت ) او ( ص ) قطعى و يقينى و دلايل نويسندگى او ( ص ) ظنى و غير يقينى است . هيچكس هم دلايل قطعى و يقينى را وانمىگذارد . اما تعارض ميان اين دو نيز روشن است . منتهى تعارض ظاهرى است و دفعش هم ممكن . بدين ترتيب كه دلايل نادبيرى ( امّيّت » را به اوايل حالات رسول خدا برمىگردانيم و دلايل نويسا بودن او را بر اواخر حالات و اين جمع ميان دلايل مىشود . بىگفتگو جمع ميان آنها بهترين راه است تا اينكه جزئى را قبول و جزئى را رد كنيم . در صورتى كه در هر يك از اين اجزاء نيروئى از استدلال نهفته است و بهر حال جمع ميان آنها نيز ممكن « 7 » .

خط قرآن

خط قرآن و يا « رسم المصحف » همان روش نگاشتن قرآن است كه در زمان عثمان براى كتابت قرآن برگزيده شد . دانشمندان اين روش را « رسم المصحف » ناميدند و عده‌اى نيز از آن برسم عثمان و يا رسم عثمانى ياد مىكنند . البته اصل در نوشتن ، ضبط كلمه چنان است كه گفته مىشود و صورت مكتوب كلمه بايد بدون كاستى و يا افزايشى و هيچگونه تغيير و تبديلى حاكى و مبيّن صورت ملفوظ آن باشد . اما در مصاحف عثمانى اين اصل رعايت نشده و حروف زيادى در آن يافته مىشود كه مخالف آن طرزى است كه تلفظ مىگردد و از اينجاست كه در مورد خط قرآن نيز آراء و عقايد مجال برخورد وسيعى يافته‌اند . ابن خلدون دربارهء رسم الخط قرآن كه صحابه آن را با خطوط خود نوشته‌اند مىگويد : « آنها با خطوطى نااستوار از لحاظ زيبائى و اصول خط ، قرآن را نوشته‌اند و در نتيجه بسيارى از رسم الخطهاى آنان با قواعد و اصول صنعت خط مخالف است و
هامش
( 7 ) مناهل العرفان 1 : 359 و 360 ، شبيه اين نظر را نيز مجلسى ( ره ) در حيوة القلوب ( 2 : 108 ) نقل مىكند .