تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
او را و پاكشان سازد و بياموزدشان كتاب و حكمت - و اگر چه از پيش در گمراهى آشكارى بودند » . « امّى » را مفسران بيشتر ناخوانا و نانويسا دانسته‌اند ولى تقريبا منطوق اين آيه و آيهء قبل كه ذكر شد يكى است . جملهء بعد « امّيّين » تنها به نادبيرى « امّيّت » قوم اشاره نمىكند بلكه بيشتر شرك و كفرشان و پيروى نكردنشان از كتاب و حكمت مورد توجه است . گفتيم كه يك بار در قرآن مجيد كلمهء « امّيون » دربارهء قوم يهود به كار رفته است . آنها كه تعبير « امّى » را به « غير يهودى » درست نمىدانند به همين مورد استناد مىجويند كه فرمود :
« وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
و از ايشانند ( يهوديان ) مردمى كه نادبيرند ، كتاب را ندانند مگر چيزى كه از بر خوانند و نيستند مگر به آنچه گمان كنند » « 25 » . مىگويند اگر مقصود از « امّيون » غير يهوديان بود در اين آيه بعضى از يهوديان را « امى » نمىخواند در حالى كه بدون شك « امى » كه همه جا وصف اعراب و نبى آنها بوده اينجا در توصيف بعضى افراد قوم يهود به كار رفته است « 26 » . پس بايد ديد وجه اشتراك ميان يهود و غير يهود در اين مورد چيست كه اين كلمه در مورد هر دو به كار رفته است ؟ بحث دربارهء اين آيه بستگى زيادى به فهم درست كلمهء « امانى » دارد . مفسران كلمهء « امانى » را به سه معنى گرفته‌اند : 1 ) آرزوهاى باطل 2 ) اكاذيب 3 ) آنچه از بر مىخوانند و يا قراءت كلمه به كلمه « 27 » ، كه البته معنى سوم در اينجا مناسب‌تر است بدليل اينكه در سه آيهء پيشتر
هامش
( 25 ) سورهء 2 بقره : آيهء 78 . ( 26 ) بزرگمهر : بحثى دربارهء كلمهء امى در قرآن ، مجلهء دانشكدهء ادبيات تهران شماره 40 تير ماه 1342 ص 435 . ( 27 ) ابو الفتوح رازى 1 : 220 ، كشف الاسرار 1 : 241 و 243 و ترجمه تفسير طبرى 1 : 85 ، تفسير كشاف 1 : 224 چاپ 1367 ه . مفردات راغب : 22 و 493 ، مفردات طريحى : 70 چاپ نجف ، مجمع البيان 1 : 143 ، تبيان طوسى 1 : 112 ، تفسير صافى : 36 ، برهان 1 : 75 ، منهج الصادقين 1 : 87 ، تفسير فخر رازى 1 : 578 ، بيضاوى 1 : 92 ، ولى تمنى را در اينجا بمعنى دروغ افگندن و تهمت زدن هم گرفته‌اند چنان كه عثمان در دم مرگ گفت : « ما تغنيت و ما تمنيت » تاريخ طبرى 5 : 130 خير مقتل عثمان و الفائق زمخشرى 1 : 163 ، روح المعانى 1 : 301 ، الجلالين 1 : 11 . تفسير طبرى 1 : 297 بولاق و 2 : 262 چاپ جديد ، الروض الانف 1 : 230 .