خواندهاند « 7 » . طبرى در روايتى از محمد بن جعفر بن زبير نقل مىكند امّيين كسانى هستند كه كتاب ندارند « 8 » و نيز از ابن عباس روايت مىكنند كه گفت : « امّيون » كسانى بودند كه پيغمبر ( ص ) و كتاب خدا را تصديق نمىكردند . خودشان كتابهائى مىنوشتند و به مردم نادان مىگفتند كه از پيش خداست و چون اينان با كتاب خدا و پيامبران جدل مىكردند « امّى » ناميده شدند . ولى خود طبرى اين تأويل را خلاف رايج ميان عرب مىشناسد « 9 » .
ابن كثير نيز در صحت اسناد اين خبر به ابن عباس نظرى دارد « 10 » .
اما عدهاى از علماء و خاورشناسان ازين رهگذر گمان بردهاند كه وصف امّى بودن با دانستن خواندن و نوشتن منافات ندارد و پيغمبر ( ص ) خوانا و نويسا بوده است « 11 » .
پارهاى از مستشرقان بت پرستان را « امّيون » مىدانند و دليلشان هم جملهء ( اموتها عولام (
Ummat
ha
Olam
) است كه عبرانيان بر غير خود اطلاق مىكردند و گفتهاند كلمهء « امّت » بمعنى جماعت بزرگ و تودهء مردم از كلمهء « اوميثا
Ummetha
» ى سريانى است « 12 » . يهود خود را بنى اسرائيل « 13 » و غير عبرانيان را معمولا « گوى
Goy
و جمع آن گوييم
Goyim
» مىخوانند ( مقابل كلمهء
Gentile
لاتينى و
Ethnos
يونانى بمعنى قوم و تودهء مردم ) و بيگانه را هم « احريم
Ahrim
و
Nochrim
» مىنامند تا با عبرانيان فرق داشته باشند « 14 » .
بعضى از مستشرقان كلمهء « امّيين » را عربى شدهء همين « گوى و گوييم »
هامش
( 7 ) روح المعانى 21 : 17 ببعد .
( 8 ) تفسير طبرى 3 : 143 بولاق 6 : 282 چاپ جديد .
( 9 ) تفسير طبرى 1 : 296 بولاق 2 : 259 چاپ جديد .
( 10 ) تفسير ابن كثير 1 : 215 .
( 11 ) .Paret،Encycl .deIIslamIV، 0701 ؛Horovitz:KoranischeUntersuchungen،Berlin4291 ،S .25 .
( 12 ) .Shorter،P .467 .Horovitz:S .15 .BuhI-shaeder:DasLebenMuhammeds،LeiPzig0391 ،S .95 .NoldekeI .S .41 .
نقل از تاريخ العرب فى الاسلام : 140 .
( 13 ) اسرائيل كسى كه بر خداوند مظفر گشت . لقب يعقوب فرزند اسحاق بود كه با فرشتهاى كشتى گرفت .
سفر پيدايش 32 : 1 و 2 و 28 و 30 .
( 14 ) .TheUni .Jew .Ency .Vol .4 . 4 .P .335 .