از آن ( آيهء 75 ) صحبت از تحريف كلام الهى است و در آيهء بعدى هم مىفرمايد :
« واى بر آنها كه كتاب را با دستان خود مىنويسند و آنگاه مىگويند اين از نزد خداست . » تحريف و بهتان از ناحيهء باسوادان است كه از روى حدس و گمان كار مىكنند . كلمهء « تمنّى » هم كه از همين ريشه است و در آيهء 52 سورهء حج آمده بمعنى تلاوت نيز گرفته مىشود . « 28 » بنا بر اين اگر امانى را بمعنى از بر خواندن بدانيم « امى » باز هم بمعنى بيسواد است .
« امّى » بودن شايد هم بيشتر در ميان يهود بمعنى عامى بودن به كار رفته باشد .
يعنى عدم درك درست و البته ميان اين معنى و نادبيرى فرق بسيار است . چه بسا كه كسانى خواندن و نوشتن بدانند ولى در طرز تفكر و در آراء و عقايد خود عامى بمانند . در اين آيه مقصود از كتاب تورات است و روشن است كه منظور در اينجا جهل خواندن و نوشتن نيست بلكه همچون مردم عامى درك واقعيت نكردن و بازى با احكام تورات و تكيه به شنيدهها مراد است . آگاهى تودهء مردم يهود از تورات و درك و فهم ايشان امانى بود يعنى همان دروغهائى كه احبار يهود براى حصول مال و منال بنام شريعت و تورات مىپرداختند تودهء مردم باور داشتند . آنها تورات را از راه گفتار علمايشان مىشناختند و ظاهرا بيشتر يهود همچون امروز عبرى را نمىدانستند و به زبانهاى محلى خود آشنا بودند و الا نمىتوان گفت مردم جاهليت با اين همه آثار كتبى كه تا هم اكنون بجا مانده و با اينهمه اخبار و رواياتى كه از خواندن و نوشتن در ميان قريش حكايت كردهاند و آنچه از صحيفهء لقيط و حنفائى كه واجد علم اولين بودهاند گفته شده ، با وجود اينهمه آثار چنين مردمى جاهل بودهاند .
البته بجاى خود دربارهء اطلاق چنين نامى به آنها باز بحث خواهيم داشت .
خلاصه چنين بود تفسير « امّى » - در احاديث نبوى نيز اين كلمه زياد آمده چنان كه فرمود : « ما مردمى هستيم « امى » و نمىنويسيم » و يا « من بر مردمى امّى مبعوث شدم » و از اين قبيل روايات « 29 » .
هامش
( 28 ) تفصيل موضوع را در مقالهء آقاى منوچهر بزرگمهر مذكور در شمارهء 26 همين فصل ببينيد .
( 29 ) انّا امة اميّة لا نكتب و لا نحسب ( صحيح بخارى : الصوم باب 13 ، صحيح مسلم صيام حديث 15 ، سنن ابى داود : صوم 4 ، مسند احمد 1 : 306 و 2 : 43 و 52 و 122 و 129 ، نسائى : صيام باب 17 ، جامع الصغير سيوطى : رقم 2521 ، الفتح 4 : 108 - 109 ، مفردات راغب : 22 ، شرح قاموس 8 : 191 . ) النبىّ الامّىّ ( صحيح مسلم : ايمان 131 ، ابو داود : صلاة 179 ، ملاحم 15 ، نسائى :