تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
دليرى ، جان بر كف بر سر عدم اعتقاد به خلافت در برابر حجّاج مىايستد و يا هزاران مقاومت ديگر در برابر او به وجود مىآيد چطور در مورد قرآن سكوت مىكنند ؟ اگر هم به زمان او دم فرو بسته بودند بعد از مرگ فجيع او كه مىتوانستند سخن بگويند . حجّاج يكى از عمال دولت بود و رقابت عمّال دولت را با هم همه خوب مىدانيم و قماش اين نوع از مردم شناخته شده است . پوچى اين قبيل سخنان خود بسى آشكار است . بهترين دليل ردّ آن ، عدم موفقيت حجّاج در ريشه كنى مصحف ابن مسعود است . با همهء تلاشى كه او داشت اين مصحف تا اواخر دوران امويان رواجى داشت . اين رواج نشان داد كه زور كارى از پيش نمىبرد . مصاحف بيشتر تابعين مبتنى بر مصحف ابن مسعود بود و قاريان كه پيوندى مردمى داشتند از قرائت آن باز نمىايستادند . تصادفا حملهء اشعث به عراق بر عليه حجّاج ( در سال 82 هجرى ) در واقع قيام قاريان قرآن بر عليه حجّاج بود . با تمام اين كوششها براى توحيد مصاحف ، باز هم مصاحفى ديگر رواج داشت كه نمونه‌هائى از آن را مىبينيم .

نويسندگان مصاحف

ولى قبلا مختصرى در مورد نويسندگان مصاحف مىگوئيم كه نياز اجتماع بدانها روز بروز بيشتر مىشد و در نتيجه هر روز بر تعدادشان افزوده مىگشت . البته در آغاز ، كار از روى ميل و آرزو بود . داوطلبانه انجام مىشد . دستمزدى در كار نبود . كسانى بودند كه خواه از بيت المال مقررى دريافت مىداشتند و يا نه ، اين كار را تعهد كرده و به انجام مىرساندند . اهتمام پيامبر اكرم در كار نويسا كردن مردم اثر خود را بخشيده و عدهء زيادى خواندن و نوشتن فرا گرفته بودند . اينها بودند كه مصاحفى براى ديگران مىنوشتند . جالب توجه است كه در ميان اينها در درجهء اول نام چند بردهء آزاد شده به چشم مىخورد . در ميان صحابه ، اسامى كاتبان و بخصوص كاتبان وحى را ديده‌ايم . اضافه بر آنها گفته‌اند كه ناجية الطفاوى صحابى نيز براى عمر يا عثمان مصاحفى مىنوشته است « 1 » . نافع بن ظريب نوفلى را هم مىگويند كه براى عمر مصحفى و يا به قولى مصاحفى نوشته است « 2 » . ديگرى عمرو بن رافع بردهء آزاد
هامش
( 1 ) التراتيب الاداريه كتّانى 2 : 282 . ( 2 ) جمهرة انساب العرب ابن حزم 116 ، الاشتقاق ابن درّيد 89 ، الاصابه 8650 .