تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
با وجود اينها ، نبايد خيلى تند رفت و از نشر مصاحف ديگر در كنار مصحف عثمانى به كلى غافل ماند . با تمام علاقه‌اى كه دستگاه خلافت به انتشار مصحف عثمانى داشت و در اين كار سختگيرى را تا به اعدام هم مىرساند ، با وجود اين ، بودند مردمى كه به نسخهء غير مرسوم مصحف خود پاى بندى داشتند و دور از چشم دستگاه خلافت بدان دل بسته بودند . بخصوص نسخهء مصحف ابن مسعود كه از طرف كوفيان حمايت مىشد و كاتبان و قاريان مصاحفى از آن تهيه مىديدند . و اين خود نشانه‌اى از مقاومت در برابر دستگاه خلافت بود . امّا دستگاه اموى كه برافتاد و انگيزهء مقاومت از بين رفت ، مصاحف ديگر هم كم كم جمع شد و رواج مصحف عثمانى دورى بيشتر گرفت . در دورهء اموى اصرار حكومت بر رواج مصحف زيادتر و مقاومت مردم هم بيشتر بود . خلفاء و امرائى كه والى امر مىشدند در اين كار كمال كوشش را داشتند و ضمنا سعى مىكردند كه مصاحف ديگر كنار گذاشته شده و يا نابود شوند . يكى از راههائى كه واليان امر برگزيده بودند ، اين بود كه نسخه‌هاى متعددى مىنوشتند و در مساجد مىگذاردند و يا به شهرهاى اطراف مىفرستادند . تصادفا اين كار موجب رقابت و مسابقه‌اى مىشد و گاهى كه نسخه‌اى از قلمرو حاكمى به قلمرو والى ديگرى فرستاده مىشد ، تجاوزى به قلمرو حكومت طرف شمرده مىشد ! زيرا اين كار وسيله‌اى براى بسط نفوذ و قدرت شناخته شده بود . مىگويند حجاج بن يوسف ثقفى در ولايت كوفه بود كه نسخه‌هائى از روى مصحف عثمان تهيه كرد و به بيشتر شهرها و بلاد اسلامى قلمرو حكومت خود فرستاد . از جمله نسخه‌اى هم براى لشكريان مصر فرستاده بود . در آن هنگام والى مصر عبد العزيز بن مروان ( 65 - 86 هجرى ) تابعى ثقه و برادر خليفه بود . اين كار بر او سخت دشوار آمد . او اين كار حجاج را تجاوزى به حكومت خود دانسته و خشمناك گشته بود : « كار حجّاج بدانجا كشيده كه به لشكرى كه من در آنم ( يا قلمرو من ) قرآن مىفرستد ؟ » اين بود كه فرمان داد نسخهء كامل مصحّحى از قرآن در مصر بنويسند و چون نوشتن آن پايان يافت اعلام داشت هر كه در آن نسخه اشتباهى بيابد جايزه‌اى بزرگ خواهد گرفت « 11 » .
هامش
( 11 ) جرجى زيدان 3 : 89 ، فتوح مصر 117 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 473 | محمود راميار