همراهان نمىدانستند و او دو آيهاى را كه نسخ شده خواند « 4 » . مىبينيد هنوز سى سال از اقدام عثمان نگذشته كه امير مصر كلمهء « مصحف » را به طور عمومى و مطلق به كار مىبرد و همراهانش نيز از اين كلمه همين مصحف عثمانى را مىفهمند و بس .
اين نشانهء رواج مصحف و مهمتر از آن ، نشانهء علاقهء دستگاه خلافت به انتشار اين مصحف است . بعد از كوتاه مدتى ، كار انتشار مصحف رواج عظيمى مىيابد . كار به نسخهبردارى و مصحف شخصى داشتن منحصر نمىماند . چون اين كار زحمت زيادى داشت . همه كه نوشتن نمىتوانستند تا خود مصحفى بنويسند . تعداد كاتبان هم محدود بود و دستمزد به كاتبان مصاحف دادن اكراه داشت . مردم هم به مصاحف احتياج داشتند . اينجا بود كه مسألهء وقف بر مسجد پيش آمد . از اوايل قرن دوم هجرى مىبينيم كه جبران صعوبت تهيه مصحف شخصى با وقف پيش مىآيد . كسانى بودند كه خود را وقف بر آموزش قرآن كرده بودند ، مثل ابو عبد الرحمن السلمى . كسانى هم بودند كه خود را وقف بر نوشتن قرآن مىكردند .
مىگويند ابو عمرو شيبانى ( م 205 ) لغوى كوفى ، هشتاد و چند نسخهء قرآن به خط خود نوشته و در مسجد كوفه گذاشته است « 5 » . اين وقف در همهء مساجد رايج شده بود . مثلا وقف بر مسجد در جامع عمرو مصر بدانجا كشيد كه وقتى حارث بن مسكين در سال 237 هجرى متولى قضاء مصر شد ، ناچار گرديد كه براى نظم و ترتيب مصاحف آن مسجد ، يكنفر « امين » معين كند « 6 » . در سال 266 ( يا 5 ) كه بناى جامع ابن طولون پايان يافت ، صندوقهاى پر از مصحف بدانجا منتقل گرديد « 7 » . اگر بخواهيم اين بحث را ادامه بدهيم ، باز بدرازا مىكشد . قرن چهارم و پنجم ديگر اوج اين كار است و تصادفا بيشتر قرآنهاى خطى موجود يادگار اين دوره است .
نمونهاى از آن ، كار الحاكم بامر اللّه خليفهء فاطمى در مصر است . در سال 403 مىگويند او 1298 نسخه مصحف كامل و يا ربعى براى قرائت به جامع عتيق « 8 » و 814 نسخه به جامع طولونى « 9 » و همينقدرها هم به جوامع ديگر « 10 » هديه كرده است !
هامش
( 4 ) اتقان 3 : 84 نوع 47 تنبيه 1 .
( 5 ) معجم الادباء 6 : 79 .
( 6 ) الحضارة الاسلامية آدام متز 2 : 134 .
( 7 ) خطط مقريزى 2 : 266 .
( 8 ) ايضا 2 : 250 .
( 9 ) ايضا 2 : 267 .
( 10 ) ابن خلكان 4 : 382 ط . النهضة .