تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
گذشته از آن ، حجّاج دست به مبارزهء شديدى بر عليه مصحف ابن مسعود زده بود « 12 » . او سه تن از ياران خود عاصم بن ابى الصباح الجحدرى ( م 128 ) و ناجية بن رمسح و على بن اصمع ( م 65 ) را مأمور كرده بود تا به جستجوى مصاحف ديگر بپردازند و هر جا مصحفى مخالف مصحف عثمان يافتند نابود سازند « 13 » . و ديديم ( ص ) 363 ) كه مىگفت : اگر كسى قرآن را بر قرائت ابن مسعود بخواند گردنش را مىزنم و اعمش در دل مىگفت : « به كورى چشم تو من آن را مىخوانم ! اين على بن اصمع از آن مأموران بسيار خوش خدمت حجاج بود . او از نياگان اصمعى شاعر است . در زمان على ( ع ) والى بارگاه بصره بود . خيانتى كرد كه على ( ع ) فرمود تا انگشتانش را قطع كردند . سالها گذشت و حجّاج زمامدار شد . روزى رفت نزد حجّاج و گفت : اى امير ! پدران من در حق من ظلمى كرده‌اند . حجّاج پرسيد : چطور ؟ گفت : نام مرا على گذاشته‌اند . حجّاج خنديد و گفت : بهانهء خوبى تراشيده‌اى . مأموريتى به او داد و بعد به او گفت : به خدا كه اگر از تو خيانتى بشنوم بقيهء انگشتانى را كه على ( ع ) باقى گذاشته از دستت مىبرم « 14 » . گويا پس از اين مأموريت باشد كه ولايت بارجاه را مجددا به او داده است . اين فعاليت حجّاج موجب خرده گيريهائى شده است . از آن جمله گفته‌اند : چون حجّاج به يارى بنى اميه برخاست همهء مصاحف را جمع كرد و بسيارى از آياتى كه در نكوهش بنى اميه نازل شده بود از بين برد و يا چيزهائى بدان افرود . شش نسخهء تازه نوشت و به مصر و شام و مكه و مدينه و بصره و كوفه فرستاد . . . تا جائى تند رفته‌اند كه او را نخستين جامع قرآن به حساب آورده‌اند . گرچه خاور شناسان خود به سخافت اين رأى معتقدند « 15 » ، و ما جواب آن را ديده‌ايم . در كجاى تاريخ چنين سخنى آمده است ؟ آنچه حجاج كرد همين حدود بود . ولى اگر او مىخواست دخل و تصرفى در قرآن كرده باشد بىگفتگو پيشوايان آن زمان ، ائمهء هدى و يا بزرگانى مثل حسن بصرى در برابر او ساكت نمىنشستند . وقتى سعيد بن جبير با آن رشادت و
هامش
( 12 ) تأويل مشكل القرآن ابن قتيبه 20 دار الاحياء الكتب العربيه . ( 13 ) شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه 13 : 223 . ( 14 ) اشتقاق ابن دريد 272 ، در مورد بارجاه يا بارگاه در ترجمهء اصمعى در وفيات الاعيان آن را موضعى در بصره مىداند . ( 15 ) از جمله بلاشر : مقدمه 68 ، در آستانهء قرآن 109 ببعد .