تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
تا در آنجا قرآن را بياموزند و مردم را به قرائت آن و فهم مطالب آن و عمل به دستورات آن تعليم دهند . روايت شده كه عثمان به زيد بن ثابت فرمان داد تا قرآن را به مردم مدينه تعليم دهد . عبد اللّه بن سائب را با قرآن مكّى فرستاد . مغيرة بن ابى شهاب مخزومى را با قرآن شامى ، ابو عبد الرحمن السلمى را با مصحف كوفى و عامر بن عبد القيس ( م 55 ) را با قرآن بصرى فرستاد . اينان قرآن را چنان كه خود از دهان رسول خدا و يا ياران او دريافت كرده بودند به مردم آن ديار مىآموختند و بعد تابعان از آنها فرا گرفتند و از اينجاست كه قرائتهاى قرآن معمولا به ايشان نسبت داده مىشود . ضمنا اين مأموريت خود تأييد مىكند كه تعداد مصاحف فرستاده شده بيش از 5 نسخه نبوده است .

مصاحف عثمانى چه شدند ؟

اين نسخه‌هائى را كه عثمان به اطراف فرستاد با اقبال عمومى پذيرفته شد و از همان آغاز چنان جنبهء حرمت و قدسى يافتند كه فكر حفظ و نگهدارى آنها پيش آمد . اخبار متعددى وجود دارد كه نشان مىدهد اين نسخه‌ها با مراقبت زيادى نگهدارى مىشد . ولى از طرف ديگر آنها مورد احتياج بودند و كاتبان و نسخه برداران از آن‌ها نسخه بردارى مىكردند و يا نسخه‌هاى خود را با آنها مقابله مىكردند . حوادث و وقايع هم كه در اين سرزمينها از دير باز هميشه در كمين است . آن مراجعهء مداوم و اين حوادث موجب گرديدند كه امروز از اين نسخه‌هاى اصلى اثرى باقى نماند . اكنون دليل قاطعى در دست نداريم كه سرنوشت اين مصاحف به كجا رسيده است ؟ از طرف ديگر ، احترامى كه اين مصاحف براى شهرها و مساجد ايجاد كرد ، خود موجب شد كه رقابتى ميان شهرها و مساجد براى داشتن مصحفى از آنها بوجود آيد . در نتيجه مساجدى بودند كه ادعا مىكردند مصحف شخص عثمان و يا لااقل يكى از مصاحف عثمانى را در اختيار دارند ، ولى اين ادعاء مقرون به حقيقت نبود . مردم اهل سنّت ، از قرطبه و غرناطه گرفته تا به سمرقند و بخارا ، تا امروز نسخه‌هاى فراوانى را به نام مصاحف عثمانى شناخته‌اند . نخست كواترمر (
Quatremere
) نشانه‌هائى از اين مصاحف گرد آورد « 1 » . بعد ، بر مبناى كار او ، « كازانوا » مطالعات
هامش
( 1 ) نولد كه 3 : 8 ح 1 .