شش نسخه هم طرفدارانى مثل ابن عاشر ( م 765 ) و صاحب زاد القراء دارد و مهمتر كه در قرآنهاى جامع الازهر مصر آنها را شش نسخه مىدانند . يعنى براى بصره ، كوفه ، شام ، مكه ، مدينه و يكى هم اختصاصى عثمان « 13 » .
اما قرنها پيشتر ، ابو حاتم سجستانى كه در زمينهء علوم قرآنى شهرتى فراوان دارد نوشته بود كه عثمان هفت مصحف نوشت . يكى به مدينه گذاشت و بقيه را به مكه ، شام ، يمن ، بحرين ، بصره و كوفه فرستاد . « 14 » ابن كثير نيز جائى اين سخن را تأييد مىكند ، « 15 » ولى جاى ديگر نام بحرين را برمىدارد و به جاى آن مصر را مىگذارد . « 16 »
هشت نسخه هم طرفدارانى يافته است . زيرا وقتى هفت نسخه شد ، يكى بيشتر به مدينه نمىرسد . اما مىدانيم كه عثمان خود نيز مصحفى داشته است . پس نسخهء او هم بايد بدين هفت نسخه اضافه شود . اين نقص را هم ابن جزرى رفع مىكند . او مىگويد : « مصحف امام » را عثمان براى خود نگهداشت و اين غير از مصحف عمومى مدينه بود . « 17 » اين كار را يعقوبى هم ادامه مىدهد . او بر روايت ابو حاتم دو نسخه براى الجزيره و مصر زياد مىكند كه در نتيجه 9 نسخه مىشود . « 18 »
ظاهرا روايات در اين باره تكيه بر توزيع جغرافيائى مصاحف دارند . توجه به قلمرو وسيع اسلامى ، ايجاب مىكرد كه نقاط مختلف هر كدام مصحفى به عنوان امام و نمونه داشته باشند . نقاطى كه نام برده شده از اين قرارند :
مدينه ، مكه ، كوفه ، بصره ، شام ، بحرين ، يمن ، مصر و بالاخره الجزيره .
از اين نظر اگر بخواهيم بررسى كنيم : الجزيره و مصر از نقاطى هستند كه ديديم بعدها در اخبار ذكر شدهاند و كمتر بدانها اشاره شده و اثرى هم از مصاحف در آنجاها بدست نيست . نسخههاى يمن و بحرين را هم مىگويند فرستاده شد ولى خبرى از آنها بدست نيامد . در صورتى كه چطور ممكن است در مملكت اسلامى ، در صدر اول اسلام ، با آن مقدماتى كه ديديم ، مصحفى به عنوان امام و نمونه از طرف خليفه براى استانى فرستاده شود و با آن تقدّس و حرمتى كه براى آن قائل بودند ، معلوم
هامش
( 13 ) المصحف الشريف جامع الازهر ص ج مؤخره ، طبع دار الكتب المصريه 1371 - 1952 .
( 14 ) مصاحف 34 ، ابو شامه 73 .
( 15 ) البداية و النهاية 7 : 216 .
( 16 ) ايضا 7 : 216 .
( 17 ) النشر 1 : 7 .
( 18 ) تاريخ يعقوبى 1 : 147 .