بصره : ابن علاء ، يعقوب دمشق : ابن عامر كوفه : عاصم ، حمزه ، كسائى ، خلف ابو عبيد و ابن جبير هم با توجه به مراكز مهم قرائت ، تقسيم بنديهاى خود را انجام دادند و اين مراكز به علت اهميتى كه در اين باره داشتند براى ارسال مصاحف مورد توجه قرار گرفتند .
دليل ديگر كتبى است كه دربارهء اختلاف مصاحف بلاد مختلف نوشتهاند .
آنها را هم كه بررسى كنيم « 19 » ، باز به همين نتيجه مىرسيم و همين 5 شهر مطرح مىشوند . پس ، از راههاى مختلف بدين نقطه رسيديم كه مصاحف فرستاده شده به اطراف 5 نسخه بوده و اگر عثمان نسخهاى اختصاصى و اضافى بر نسخهء مدينه داشته ، در آن صورت مىشود گفت جمع مصاحف نوشته شده شش نسخه بوده است و نه بيشتر .
ظاهرا هم بايد اين رقم اخير درستتر باشد . خالد بن اياس مدّعى بود كه مصحف عثمان را با مصاحف مردم مدينه مقايسه كرده و تنها در 12 حرف با هم اختلاف داشتهاند . « 20 » پس اين مصحف جداگانهاى بوده است و ساير اخبار نيز آن را تأييد مىكند .
ضمنا اينكه مىگويند مصحف امام نه بدان علت است كه متعلق به شخص خليفه بوده ، كه در آن صورت مىگفتند « مصحف خليفه » . مصاحفى را كه به شهرها فرستادند ، آنها را « امام » خواندند ، تا در هر شهرى آن مصحف نمونه و پيشواى ساير مصاحف باشد و ساير مصاحف را با آن مقابله كنند و از روى آن بنويسند .
فرستادن صحابه
فرستادن قرآن به شهرها ، كار را تمام نمىكرد . زيرا آن مصحف با خط آن روزگار ، بدون نقطه و اعراب نوشته شده بود . خواندن آن نسخهها بدان كيفيّت بس دشوار بود .
شمارهء باسوادان نيز بسيار كم و نياز به معلمين و آموزگاران دانا بسيار زياد بود . اين بود كه عثمان بهمراه هر يك از آن نسخهها ، يكى از حافظان متبحر و موثّق را فرستاد
هامش
( 19 ) مقدمتان 117 - 133 ، مصاحف 39 - 49 ، فهرست 38 - 39 . . .
( 20 ) مصاحف 37 .