تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
نشود كه رسيده يا نرسيده است . كاملا پيداست كه نام اين دو استان بعدها اضافه شده تا ايالات اصلى از قلم نيفتاده باشند . علت اصلى هم اين است كه توجه گويندگان خبر بيشتر به توزيع جغرافيائى مصاحف بوده است . به همين جهت وقتى نقاط نزديكى مثل كوفه و بصره در اخبار مىآيد ، نقاط مهم ولى دور افتاده‌اى مثل بحرين و يمن و مصر . . . كه از قلم افتاده اند به ياد مىآيند و براى اينكه آنها هم فراموش شده به نظر نرسند و از اين امتياز محروم نمانند ، در اخبار ذكر مىشوند . در صورتى كه در فرستادن مصاحف بهيچوجه توزيع جغرافيائى را در نظر نگرفتند . ضابطهء كار اين نبود . ضابطهء كار را هدف مشخص مىكند . هدف رفع اختلاف در مصاحف و يكى ساختن مصحف بود . اختلاف كجا بود ؟ پس در درجهء اول مصاحف را بدانجاهائى فرستادند كه اختلاف قرائت پيش آمده بود . سه نقطهء اصلى را در نظر بگيريم : دمشق ، كوفه و بصره . اينها سه پادگان نظامى مهمى بود كه هر كدام بر قرائتى اقتداء كرده بود . اهالى دمشق بر قرائت ابىّ بن كعب و يا معاذ مىخواندند . مردم بصره قرائت ابو موسى را داشتند . اهل كوفه بر قرائت عبد اللّه بودند و حتى بر آن تعصب مىورزيدند و بر سر آن با مردم شام سر نزاع داشتند . اين سه ولايت مركز اختلاف قرائت شده بود و براى رفع اين اختلاف لازم بود كه نسخهء واحدى در دست باشد كه بدان مراجعه كنند و رفع اختلاف نمايند . پس اگر اين سه پادگان نظامى را در نظر بگيريم و مكه و مدينه را به عنوان شهرهاى اصلى قرآن بر آن بيفزائيم همان 5 نسخه مىشود كه ابن جبير مىگفت . كار ابن جبير بدون مبنا نبود . او قرائتها را بر مبناى « امام » هر شهرى تقسيم بندى كرد . البته منظور اين نيست كه قرائتها از مصاحف گرفته شده ، خير ، قراآت از روايات گرفته شده‌اند ، ولى در مورد اختلاف به مصاحف مراجعه مىكردند و مصاحف به نقاطى فرستاده شده بود كه مركز اختلاف قرائت‌ها بودند . بعدها هم اين مراكز باقى ماندند و قرائتهاى اصلى از آنجاها سرچشمه گرفت . توزيع قرائتهاى دهگانه را در شهرها ببينيم اين را تأييد مىكند : در مدينه : نافع ، ابو جعفر مكه : ابن كثير