تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
زمينى آن شرف صدور يافته و آن « قرآن » است . و اين نيست جز صدق كريمهء شريفهء :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
. اختلافى كه امروز در متن آن وجود دارد به اندازه‌اى اندك و ناچيز است كه كمى آن موجب حيرت گشته . قرائتهاى مختلفه فراموش شده و در دل صفحات كتب متقّدمين جا گرفته و تنها تلفّظ حروف متحرك و يا جاهاى وقف از آن باقى مانده است . و اينها از مسائلى است كه بعدها پديدار گشته و ربطى به نصّ منقّح و متقن آن ندارد . اين افتخار بزرگ نيز تجلّى نكرده ، مگر در سايهء ايمان قاطع و مداوم مسلمين در طى قرون ، و اهتمام و دقّت پيشينيان و ياران وفادار پيامبر اكرم . آنها راهى برگزيدند كه در خور و شايستهء آن كار سترگ بود . بدين ترتيب : 1 ) تواتر قطعى و مسلّم را بدست آوردند و آن را به ثبت رساندند . پس روايات آحاد خود فرو گذاشته شد . 2 ) آنچه در آخرين عرضه مستقر نگشته بود نياوردند . 3 ) سوره‌ها و آيات را ، چنان كه امروز مىشناسيم مرتب ساختند . 4 ) در نوشتن ، رعايت وجوه مختلفهء قرائتها را كردند . 5 ) از گذاشتن هر نوع كلمهء ديگرى ، چه شرح و تفسير ، چه ناسخ و منسوخ ، چه شأن نزول و غيره كه در پاره‌اى از مصاحف آن روزگار يافته مىشد پرهيز كردند . « 22 » اين روش موجب موفقّيت آنها شد . درست است كه استقرار اين متن كوتاه مدتى طول كشيد ، ولى ديرى نپائيد كه همهء فرقه‌ها با هر مسلك و طريقه‌اى بدين نسخه روى آوردند و آن را پذيرا شدند .

چند نسخه نوشتند ؟

تدوين « كتاب » كه پايان يافت ، نسخه‌هاى متعددى از آن نوشتند تا به اطراف و اكناف بلاد اسلامى بفرستند . عثمان به شهرها چنين نوشت : « من چنين و چنان كردم و آنچه غير از اين نزدم بود از ميان بردم . شما نيز آنچه نزدتان هست از بين ببريد » « 1 » .
هامش
( 22 ) تفصيل را ببينيد : مناهل العرفان 1 : 254 . ( 1 ) بخارى : فضائل القرآن 3 ، مصاحف 21 ، 22 ، تفسير طبرى 1 : 21 ، فتح البارى 9 : 15 و 18 و . . .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 459 | محمود راميار