زمينى آن شرف صدور يافته و آن « قرآن » است . و اين نيست جز صدق كريمهء شريفهء :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
.
اختلافى كه امروز در متن آن وجود دارد به اندازهاى اندك و ناچيز است كه كمى آن موجب حيرت گشته . قرائتهاى مختلفه فراموش شده و در دل صفحات كتب متقّدمين جا گرفته و تنها تلفّظ حروف متحرك و يا جاهاى وقف از آن باقى مانده است . و اينها از مسائلى است كه بعدها پديدار گشته و ربطى به نصّ منقّح و متقن آن ندارد .
اين افتخار بزرگ نيز تجلّى نكرده ، مگر در سايهء ايمان قاطع و مداوم مسلمين در طى قرون ، و اهتمام و دقّت پيشينيان و ياران وفادار پيامبر اكرم .
آنها راهى برگزيدند كه در خور و شايستهء آن كار سترگ بود . بدين ترتيب :
1 ) تواتر قطعى و مسلّم را بدست آوردند و آن را به ثبت رساندند . پس روايات آحاد خود فرو گذاشته شد .
2 ) آنچه در آخرين عرضه مستقر نگشته بود نياوردند .
3 ) سورهها و آيات را ، چنان كه امروز مىشناسيم مرتب ساختند .
4 ) در نوشتن ، رعايت وجوه مختلفهء قرائتها را كردند .
5 ) از گذاشتن هر نوع كلمهء ديگرى ، چه شرح و تفسير ، چه ناسخ و منسوخ ، چه شأن نزول و غيره كه در پارهاى از مصاحف آن روزگار يافته مىشد پرهيز كردند . « 22 »
اين روش موجب موفقّيت آنها شد . درست است كه استقرار اين متن كوتاه مدتى طول كشيد ، ولى ديرى نپائيد كه همهء فرقهها با هر مسلك و طريقهاى بدين نسخه روى آوردند و آن را پذيرا شدند .
چند نسخه نوشتند ؟
تدوين « كتاب » كه پايان يافت ، نسخههاى متعددى از آن نوشتند تا به اطراف و اكناف بلاد اسلامى بفرستند . عثمان به شهرها چنين نوشت : « من چنين و چنان كردم و آنچه غير از اين نزدم بود از ميان بردم . شما نيز آنچه نزدتان هست از بين ببريد » « 1 » .
هامش
( 22 ) تفصيل را ببينيد : مناهل العرفان 1 : 254 .
( 1 ) بخارى : فضائل القرآن 3 ، مصاحف 21 ، 22 ، تفسير طبرى 1 : 21 ، فتح البارى 9 : 15 و 18 و . . .