تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
قرآن و تأييد آنچه به عصر عثمان انجام شد ، دليل قاطعى است بر اينكه قرآن از هر تحريفى به زمان عثمان مصون و مأمون بوده است « 20 » . اين پاسخ روشنى بود بدان گزافه پردازان تندرو در دوستى اهل بيت . در طرف ديگر هم از اين عيبجوئيها ديده مىشود . بعضى از اهل تسنّن مىگويند كه پيامبر فرمود : قرآن بر هفت حرف نازل شده و همهء آن حرفها كافى و شافى است « 21 » . اما عثمان با منع قراآت ديگر و سوزاندن مصاحف ديگر ، همهء آن حروف ديگر را نابود كرد . در حالى كه امام نمىتواند حرفى از قرآن را نابود كند . اين سخن از نظر معتقدان به تواتر حديث حروف هفتگانه ، ظاهرى درست دارد . قرآن به هفت حرف نازل شده و همهء آن حروف هم كافى و شافى است و قرائت به هر حرفى درست است . اما از همان نظر ، باطنش پذيرفتنى نيست . اولا داستان آن حرفهاى هفتگانه ، هر چند كه ادعاى تواتر هم در آن شده باشد ، هنوز درست روشن نيست . هنوز هر گروهى براى آن معنائى قائل است و معانى ديگر را انكار دارد . آيا منظور از آن حرفهاى هفتگانه كه قرآن بر آنها نازل شده معانى وعد و وعيد ، امر و نهى ، پند و داستان ، محكم و متشابه ، حلال و حرام و از اين قبيل است ؟ يا مراد لغات و لهجه‌ها و وجوه قرائتهاى قرآن است ؟ شايد مقصود علوم قرآنى باشد چون : مقيد و مطلق ، عام و خاص ، نص و مؤوّل ، ناسخ و منسوخ ، مجمل و مفسر ، استثناء . . . و يا هدف : حذف وصله ، تقديم و تأخير ، قلب و استعاره ، تكرار و كنايه ، حقيقت و مجاز ، مجمل و مفسر ، ظاهر و غريب است ؟ نحويان و قاريان و صوفيان نيز هر يك معانى ديگرى از اين حديث مىفهمند . پس اين حديثى است كه بر معنى دقيق آن اتفاق نيست و تا معنى دقيق مورد ادعاء روشن نشود چگونه مىتوان بر طرف خرده‌اى گرفت . بارى ، گفتگوئى نيست كه اقدام عثمان كارى جسورانه بوده ، اما مصلحت جامعهء اسلامى ايجاب مىكرده و او هر قدر هم كه در نيّت و هدفش بحث داشته باشيم ، در اين مورد مصيب بوده و درست در جهت مصالح عاليهء اسلامى گام برداشته است . اگر مردم رها شده بودند و هر دسته گرد يك صحابى را مىگرفتند و قرآن را
هامش
( 20 ) بيان 8 و 237 به خلاصه . ( 21 ) حديث نزول قرآن به هفت حرف را اهل تسنن متواتر مىدانند . ر ك . در آستانه قرآن ، يادداشت مترجم 308 - 310 .