تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
به قرائتى خاص و حتى به نامهاى مختلفى مىخواندند و هر يك ديگرى را بر خطا مىدانست ، كار به كجا مىكشيد ؟ بىشك خيلى زود مىشد كه كار اختلاف در لفظ به اختلاف در معنى بكشد . در اين باره سخن سربسته بهتر : وقتى مجسّمه و مشبهه آن حرفهاى شگفت آور را از قرآن مىفهمند ، وقتى مردى چون احمد بن حنبل ( م 241 ) مؤمن و متقى ، شجاع و بىپروا ، يك چنان دركى از قرآن دارد ، يا دانشمندى چون ابن تيميّه ( م 728 ) چنان جهان‌بينى دارد ، وقتى در يك نسخه محصورند و اين همه در تفسير و تأويل همين يك نسخه راههاى گوناگون مىروند ، اگر نسخه‌ها متعدد بود چه مىشد ؟ وقتى در آغاز كار بود و چنان دست به تكفير هم زدند كه ديديم ، اگر اين خلاف دامنه مىيافت به كجا مىرسيد ؟ بله ، ممكن است عمل عثمان را تأييد كنيم ، ولى روشى را كه برگزيدند در خور آن تقدير ندانيم . حق اين بود كه او خشم صحابئى چون عبد اللّه را بر نمىانگيخت . حق اين بود كه كار را اصولىتر به انجام مىرسانيد و آنها را كه احق و اولى بودند براى اين كار بر مىگزيد . حق اين بود كه با صلاحديد و مشورت همهء صحابه اين كار را مىكرد . اين كارى بود اجتماعى و هميشگى . اهميت اين كار از انتخاب خليفه كمتر نبود ، يا لااقل آن روش را نمونه مىساختند . در آن كار به مشورت نشستند و هزار فن به كار زدند ، و در اين كار دستور دادند و به انجام رساندند . خود اقدام بسيار پسنديده و در خور ستايش بود . اما روش در خور درنگ و تأمل . به هر صورت ، كار آنان هر چه بود و بدان كيفيّتى كه گذشت ثمرهء درخشانى داشت . فرقه‌ها و دسته‌هاى مختلف مسلمانان در طى قرنها ، همگى پيرو يك نسخه از قرآن باقى ماندند . همه نوع اختلاف و عوامل تشتت در ميان همهء گروهها پيش آمد . حتى بحثهاى بىنتيجه و بىسرانجام چون مسألهء خلق قرآن و حدوث و قدم كلام ، جان هزاران تن بىگناه و باگناه را تباه ساخت و زندگى شيرين صدها خاندان را به تلخى و ناكامى كشاند . تنها يك مرجع و يك « حبل متين » خدائى باقى ماند كه از هر اختلاف و تشتتى بر كنار ماند و اگر خداى ناكرده ، در اين مورد هم اختلاف و تشتّتى به ميان مىآمد ، خداى داناست كه چه‌ها مىشد . . . چنين توان گفت : در سراسر جهان ، تنها يك كتاب است كه در طول چهارده قرن اين چنين تابناك و درخشان ، دقيق و بىآلايش ، مصون از هر گزندى و تغييرى بر جاى مانده است و امروز ما آن را همچنان مىيابيم كه از دو لب مبارك گويندهء
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 458 | محمود راميار