اين اشكالى ندارد . يعنى اگر هم صورت مكتوب كلمه كاملا با صورت ملفوظ آن تطبيق نمىكند لفظ را چنان ادا مىكنيم كه آموختهايم .
در اين زمينه كه به كاتبان خطائى نسبت داده باشند ، اخبار ديگرى هم داريم .
مثلا از ابن عباس روايت كردهاند كه گفته :
« حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا »
( 24 : 27 ) خطاى كاتب بوده و درست آن « حتى تستاذنوا » است . « 14 »
اولا از ابن عباس چنين قرائتى نرسيده است . بله ، طبرى و ديگران از او نقل كردهاند اما نه به عنوان قرائتى از او ، بلكه به عنوان تفسير « تستأنسوا » است . يعنى از صاحب اذن ، از صاحب خانه اجازه مىگيرند .
ثانيا بر فرض كه به قول حاكم ، ابن عباس چنين چيزى هم گفته باشد ، قرائت « تستأنسوا » متواتر قاطع است و معارض با آن ساقط مىگردد . گذشته از آن ، يك قاعدهء كلى داريم : هر چه مخالف رسم الخط مصحف باشد « شاذّ » است و به قرائت شاذّ هم كسى توجهى و التفاتى نمىكند .
به هر صورت ، اگر مراد از لحن ، غلط و خطاى در معنى است كه قرآن از آن مبرّاست و علماء آن را عقلا و شرعا و عادة محال مىشمارند . اما اگر منظور اين اختلافى است كه در مصاحف شهرها پيش آمده و يا لحن در خط يعنى عدم رعايت صورت مرسوم الفباء ، آن هم در بعضى موارد است ، بله ، اينها وجود داشته و نمىتوان آنها را پوشيده داشت . ولى اين را لحن نمىدانند . اينها را وجوه مختلف قرائت به حساب مىآورند . اما چرا عثمان در اين كلمات دست نبرد و يا در طول زمان آنها را اصلاح نكردند ؟ براى اينكه نيازى بدان اصلاح نديدند .
قرآن را از راه قرائت بر قارى مىآموزند . معلّم قرآن خواندهاى كه قرائت خود را از قارى معتبرى گرفته ، قرآن را مىآموزد . قرآن هم از نخست تكيه بر آموزش شفاهى داشته و اين سنّت همچنان پايدار مانده است . چه فرقى مىكند كه « ربا » را « ربوا » بنويسند ، وقتى كه به هر صورت معلّم « ربا » درس مىدهد . الفباء قرار دادى است .
آن طور كه همه با هم قرار گذاشتهاند مىنويسند و مىخوانند . در اين باره هم قرار مسلمانها چنين است . قرارى كه همه با هم داشتهاند . پس مهمتر آموزش قرآن است .
اما اينكه در نسخههاى مختلف ، رسمهاى مختلف به كار بردهاند ، عدم هماهنگى
هامش
( 14 ) طبرى 18 : 87 .