عرضه داشتند ، در آنها حروفى از لحن ديد و گفت : « رها كنيد ( يا تغيير ندهيد ) آنها را كه عرب آنها را به زبان خود تغيير خواهد داد ( يا عربيش خواهد كرد ) » . و يا در خبر ديگرى گفته : « اگر كاتب از ثقيف و املاء كننده از هذيل بود ، اين حروف در آنها راه نمىيافت « 12 » .
اولا در سند خبر گفتگو است . زيرا عكرمه خود نه عثمان را ديده و نه از او چيزى شنيده است . ثانيا عثمان ، خليفهء مسلمانان كه تمام همت خود را به يكى ساختن مصاحف گماشته و همهء شاهكار زندگيش اين كار نيك است آيا اين قدر سستى و كاهلى در اين كار نشان مىدهد كه خطا و غلطى در قرآن مىبيند و مىگويد :
رهايش كنيد كه عرب خود آن را به زبان درست خواهد كرد ؟ گيرم كه عثمان بىاعتناء بود . آن ياران پيامبر كه در راه قرآن جان مىباختند ، چنين به سهولت و آسانى از غلط در قرآن مىگذشتند و مهر تأييد بر آن مىزدند ؟ اجتماع آنها همگى بر خطا بود ؟ اين خطا چطور امكان ادامه يافت ؟ ثالثا بر فرض كه عثمان چنين گفته باشد . آيا منظور عثمان از لحن مىتوانسته خطا و غلطى در قرآن باشد ؟ يا بايد معنى لحن را در آن زمان در نظر گرفت ؟ رابعا اگر هم منظور عثمان از لحنى كه به كتاب خدا راه يافته خطا و غلطى باشد ، اين در تلاوت بوده نه در نوشتن . و الّا در نوشتن چه « ربا » بنويسند و چه « ربوا » ، چه « صراط » بنگارند چه « سراط » . وقتى معلّم و قارى « ربوا » را « ربا » تعليم داد و آموزنده چنان آموخت ديگر اثرى بر اين تغيير نمىماند .
چه بسا كه عثمان اين لحن را در خط مصحف ديده كه گفته به زبان درست مىشود .
يعنى اگر هم كاتب « باييد » ( 51 : 47 ) نوشته خواننده آن را « بأيد » خواهد خواند .
زيرا چنين لغزشى در خط مخلّ معنى نخواهد بود . داستان اين با آنچه عثمان تصحيح كرد و توسط هانى بربرى براى ابن كعب فرستاد ( ص 427 ) فرق مىكند .
در آن يكى معنى سه آيه ( 2 : 209 و 30 : 30 و 86 : 17 ) به كلى فرق مىكرد و بر خلاف رسم خط زمانه بود . مثلا « لم يتسن » را « لم يتسنه » كرد . ولى در اين « باييد » يا « ربوا » و يا « صراط » اخلالى در معنى پيش نمىآيد .
جاى ديگرى از عثمان نقل كردهاند كه وقتى كار آنها را ديد گفت : « احسنتم و اجملتم » و بعد اضافه كرد : « چيزى در آن مىبينم كه با زبانمان درست مىكنيم » « 13 » .
هامش
( 12 ) مقنع 115 ، 117 ، اتقان 2 : 320 نوع 41 ، مصاحف 32 ، 33 .
( 13 ) مصاحف 32 .