دربارهء كار عثمان و آن هيأتى كه مأمور انجام آن بود ، بسيار سخن گفته شده است .
اما ارزيابى و سنجش درست آن به واقع كار مشكلى است . در اين جهت ، در وهلهء اول بايد پرسش مسأله و حدود مطلب روشن باشد . آيا كار را به خوبى انجام دادند ؟ و آيا نتيجهء مطلوب بدست آمد ؟
پاسخ مكفى به همين دو سؤال مطلب را به درازا خواهد كشاند و ما در اينجا ناچار به كوتاهى خواهيم بود .
اين درست است كه سنجش دو كفه مىخواهد و ما از مصاحف عصر عثمان و از مصحف خود او ، نسخهاى اصلى در دست نداريم و اين كار داورى را بس مشكل مىكند . اما آنقدر در متون و روايات براى ما گفتهاند ، و آنقدر دلايل كافى وجود دارد كه بتوان در اين باره لااقل قضاوتى كلى كرد .
آنها نوشتههاى عصر پيامبر را گرد آوردند . هر نوشتهاى ، اعم از اينكه به صورت كتيبه و پاره چوب بود و يا كتابى مرتب ، خواستند و ديدند . ياران پيامبر را نيز يك به يك خواستند و گاه تا چند روز راه به دنبالشان رفتند و آنچه بود جمع كردند .
خود حافظ قرآن بودند و خود هر يك مجموعهاى مرتب داشتند ، ولى تنها بدانها اعتماد نكردند . از يكايك مردم هم شهادت گرفتند . سپس به نوشتن پرداختند و سه بار نوشتهء خود را با منابع موجودشان مقابله و مقايسه كردند . سرانجام نسخهاى كه به زمان ابو بكر تهيه شده بود خواستند و يك بار ديگر آن را وارسى كردند و با نسخهء خود مقابله نمودند .
براى مردمى كه در اين كارها هيچ تجربهاى نداشتهاند ، براى مردمى كه در طول تاريخ خود ، از به دو خلقت تا آن روز ، كتاب نداشتند و در اين واديها گامى نزده بودند « اين همه دقّت و رعايت نكات مهّم و دقايق حسّاس » شگفت آور است .
آنها مصحف ابو بكر را پايهء كار قرار دادند . اما در آخر به آن رسيدند . زيرا مىخواستند كه در آغاز از آن نوشتهها كه به زمان پيامبر نوشته شده بود مطمئن شوند و نتيجهء آن را با اين يك بسنجند . اين كار را كردند و به اختلافى هم نرسيدند . با اين كار ، كه پايه را مصحف ابو بكر قرار دادند ، اعتبارى اساسى به كار خود دادند . هم از زمينهء آمادهء قبلى بهره بردند و هم امتيازى به دو خليفهء پيش از خود دارند .
كار آنها نقطههاى ضعف و قوّت را در هم داشت . آنچه مربوط به خود آنها بود
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: محمود راميار
ص٤٤٨