تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
تقرّب بيشترى بيابند و رقيب را خلع سلاح كنند . همين روش را در برخورد با على ( ع ) نيز مىبينيم . به خوبى پيداست كه حضرت - امير ( ع ) از آغاز هماهنگ و همفكر و همكار و تأييد كنندهء جريان است . همه جا آنها را تأييد و راهنمائى كرده و همه جا از آنها به دفاع برخاسته و كار آنها را به مصلحت جامعه ديده است . اما كمتر سخنى از او است . در گوشه و كنار دور افتاده ، در لابلاى هزارها سند و متن ، جستجوها بايد كرد كه با منقاشى تيز و دقيق ، موئى از ميان خروارها خبر ، و برگى از تودهء انبوه اسناد بيرون كشيد . على ( ع ) كه در كوفه با عرب معترض روبرو است بانگ مىزند كه خاموش باشيد . عثمان هر چه كرد رو در روى ما كرد و به كومك ما كرد . چطور ، اين خبر در لابلاى اخبار تنها در در سنن كبر است و دهها كتاب صحاح و سنن و مسانيد و . . . از كنار آن و نظاير آن مىگذرند و به سكوت برگذار مىكنند . تو گوئى كه اسد اللّه غالب در وجود نيست و پروردهء خانهء نبى ( ص ) و حافظ و جامع كتاب خدا و كاتب وحى ، اصلا در اين زمينه‌ها نبوده است . اين توطئهء سكوت در برابر آن همه صلابت شخصى و متانت عقلى و رزانت رائى كه مىدانيم شگفت آور است . تازه ، وقتى هم عثمان براى دفاع از خود ناگزير از اعتراف است ، در برابر سيل اعتراضات مخالفان قرار گرفته و براى دفاع از خود به منبر مسجد رسول خدا بالا رفته ، در آن مقام هم به عبارتى كلى و مبهم مىگويد : « من در اين كار تابع آنها بودم « 1 » » . « در اين كار » ش معلوم است كه صحبت از كار توحيد مصاحف است و اتهامش محروم كردن مردم از ساير مصاحف . اما « آنها » كه بودند ؟ او تابع كه بود و از چه كسى پيروى كرد ؟ چرا نام نياورد و به اشاره‌اى مجمل و كوتاه بسنده كرد ؟ جز اين بود كه صحابه را خواستند و مشورت كردند و على ( ع ) در آن ميان آنها را تأييد كرده بود ؟ چرا نبايد اين تصريح شود تا باب مشاجره در قرآن باز نشود ؟

ارزيابى كار ايشان

بعد از اين نظريابيها و بيان آن مخالفت و اين تأييد ، بد نيست نظرى اجمالى به كار آن هيأت و نتيجه‌اى كه از آن بدست آمد بيندازيم .
هامش
( 1 ) « و انما انا فى ذلك تابع لهؤلاء » تاريخ طبرى 1 : 2952 .