تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
قرائت مىفرمود « 7 » . على ( ع ) پس از خلافت نيز نهايت مراقبت را در حفظ مصحف مرسوم داشت و براى اينكه به نام اصلاح املاء هم كه شده دستى در آن نبرند فرمود : « از اين پس قرآن هرگز روى به خزان ( خشكى ) نيارد و تغيير نپذيرد « 8 » » . ببينيد چه تأييد زيبا و عميقى است . دربارهء نظر امام على بن ابى طالب ( ع ) سخن به گونه‌هاى مختلف فراوان گفته شده است . در مورد مصحف حضرتش ديديم كه سخن دقيق روشنى بدست نيامد . اما دربارهء اين اظهار نظر و آنچه در حديث طلحه گذشت ، توجه به اختلاف عميقى بكنيم كه ميان مسلمانان به وجود آمد و موجب چه كشتارها و فجايعى كه نگشت . اگر از على ( ع ) در آن روزگار كوچكترين اشاره‌اى به نارضائى نقل مىشد و از اين جمع و ترتيب پشتيبانى نمىشد ، پايهء چه شقاق و خلاف بزرگى نهاده شده بود . اما على ( ع ) با مآل انديشى و دوربينى و مصلحت گزينى ، و با عقل و خردى كه در اوج تجلّى در وى بود ، پايان كار را نگريست و باب هر مبحثى را در اين مورد يكباره ببست . قرآن اساس اسلام و پايه و بنيان دين است و بسيار روشن است كه اگر در قرآن باب لم و لمّا و چون و چرا گشاده مىشد ، چه بسا كه در فتن و محن بسيارى گشوده شده بود . منتهى ، گاهى اهميّت مطلب از فرط بداهت فراموش مىشود . با يك چنين عاقبت انديشىها بود كه على بن ابى طالب ( ع ) اگر هم خود نظر خاصّى در تدوين قرآن داشته ، از آن چشم پوشيده و يكسره آنچه بوده و عين حقيقت و تمام آن هم بوده تأييد فرموده است .

توطئهء سكوت

اما چطور است كه از اين همه تأييد و جانبدارى و موافقت كمتر سخن گفته مىشود ؟ اين « توطئهء سكوت » همه جا در تاريخ قرآن به چشم مىخورد . نوشته‌هاى قرآنى موجود در خانهء پيامبر ، اساس كارشان بود و در آن سكوت كردند . چيزى نگفتند تا بر ارزش كار خود بيفزايند . آن نوشته‌ها را بردند و اساس قرار دادند و هر دو بار ، در دورهء ابو بكر و عثمان ، بارها بدان مراجعه كردند ، با آن مقابله كردند و از آن سخنى كمتر به ميان آوردند . تا تاج افتخار و نشانهء امتياز را بربايند ، ارج و
هامش
( 7 ) ابو شامه 68 و 69 . ( 8 ) مجمع البيان 9 : 218 ، « ان القرآن لا يهاج اليوم و لا تحويل » يا « و لا يحرك » .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 446 | محمود راميار