جليل القدرى بودند كه زيد بهتر و بيشتر از آنها مىدانست ، ولى در فضايل و مناقب ديگر به پاى آنها نمىرسيد . شايد كه اعتراض عبد اللّه از سر خشم و غضب بوده و چون غضب رفته و آرام يافته ، خود نيز با اين كار موافقت كرده باشد .
زيرا شايع است نزد اهل روايت كه ابن مسعود بقيهء قرآن را پس از وفات پيامبر آموخت « 29 » . گفتهاند كه بقيهء قرآن را نزد على بن ابى طالب ( ع ) و يا از مجمّع بن جاريهء - انصارى آموخته و به روايتى هم تا هنگام وفات تمام قرآن را از حفظ نداشت .
نظر على بن ابى طالب ( ع )
سخنان ابن مسعود به جائى نرسيد . صحابه با تمام علاقه و احترامى كه به دو مىگذاردند و با وجود استقامتى كه او نمود ، سخنانش راه به جائى نبرد . جامعهء اسلامى يكتا شدن مصحف را مصلحتى برتر تشخيص داد و مصحف عثمانى را پذيرا شد . در رأس بزرگان صحابه ، نام على ( ع ) در اين زمينه نيز درخشنده است .
كتب فريقين ، شيعه و سنى گواهىهاى فراوانى را در اين باره نقل كردهاند .
سيد بن طاوس علوى ( م 664 ) در كتاب خود ( سعد السعود ) مىگويد : « قرآن را زيد بن ثابت زمان ابو بكر جمع نمود ، و در اين امر ابىّ بن كعب ، عبد اللّه بن مسعود ، سالم مولى ابى حذيفه با او مخالفت كردند . آن گاه عثمان برگشته و قرآن را به رأى و عقيدهء امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام در مصحف جمع نمود . و عثمان مصحف ابىّ ، عبد اللّه و سالم را گرفته به آب شست . . . « 1 » » . البته از مخالفت با مصحف ابو بكر جائى سخنى گفته نشده و سالم هم در آن موقع زنده نبوده است ، ولى خود مطلب حاكى از موافقت على بن ابى طالب ( ع ) با مصحف عثمانى است .
علّامهء حلّى ( م 726 ) نيز نقل مىكند كه عثمان ، قرآن را به امضاء على ( ع ) رسانده است « 2 » .
روشنتر از اين رواياتى است از سويد بن غفلة ( يا عطيّه ) كه از اصحاب
هامش
( 29 ) قرطبى 1 : 58 .
( 1 ) ترجمهء تاريخ قرآن مرحوم زنجانى ص 77 تهران 1317 - در آنجا نام سيد بن طاوس على بن محمد نقل شده در صورتى كه على بن موسى است نگاه كنيد : معجم رجال الحديث آقاى خوئى 12 : 206 ، الذريعه 2 : 343 .
( 2 ) تذكرهء علامهء حلى ، باب قرائت .