عبد اللّه مسلمان بوده ؟ در ميان بزرگان صحابه ، تنها على ( ع ) بود كه جز به اللّه سجده نكرده بود . و الّا بزرگان صحابه همه يا ريشهاى در جاهليّت داشتهاند و يا از پشت كافران بودهاند . مسلما عبد اللّه خود خوانده بود :
« وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
( 35 : 18 ) هيچكس بار گناه ديگرى را به دوش نگيرد » شايد هم كه اعتراض او به جوانى زيد بود . اما در اين سال زيد تجربهاى بيشتر داشت كه ديگران نداشتند .
به اضافه كه انجمنى قوى و مسلط را در كنار خود داشت و نسبت به زمان ابو بكر لااقل دهسالى بزرگتر شده بود . در قرائتش هم جاى سخنى نبود . همهء قرآن را مىدانست . هم از حفظ بود و هم آن را نوشته بود . اما اينكه عبيد بن حنين گفته بود كه از زيد خواستم سورهء اعراف را بخواند و او گفته بود : از حفظ نيستم تو آن را بخوان « 27 » ، اين در مقتل عثمان بود و علاقهء زيد را به عثمان مىدانيم . چه بسا كه از فرط اندوه ، حضور ذهن و يا حوصلهء كافى را نداشته است . اين تنها موردى بوده كه بر او خرده گرفتهاند و اين هم چيزى درخور توجه نيست . پس ، اعتراض عبد اللّه فقط نشانهء نظر شخصى او بود و بس . حال خواه از اين نظر برگشته باشد يا برنگشته باشد . در بى اثرى آن هم جاى سخنى نيست . كسى در آن روزها بدان توجهى نكرد . بلكه ، برعكس ، بيشتر به صورت انكار و سرزنش بدان برخورد داشتهاند « 28 » . بعدها هم كه گاهگاه آن را بازگفتهاند باز اثرى نداشته است .
ابو بكر بن انبارى از دانشمندان قرن سوم و چهارم در مورد اين اعتراض بحث جالب توجهى دارد . او مىگويد :
زيد را ديگران براى اين كار برگزيدند و گرنه خود او كه مبتكر اين كار نبود .
البته عبد اللّه از بسيارى جهات برتر از زيد بود . در اسلام بر او پيشى داشت . سابقهء بيشتر و فضائل زيادترى داشت ، منتهى زيد قرآن را بيش از عبد اللّه از حفظ بود .
عبد اللّه بن مسعود هفتاد سورهء قرآن را به زمان پيغمبر آموخته بود و بقيه را پس از وفات نبى اكرم آموخت و كسى كه تمام قرآن را حفظ باشد مسلّما در اين باره اولى است . البته در اين سخن طعنى بر عبد اللّه بن مسعود نيست . زيرا بر فرض كه زيد قرآن را بيشتر از او حفظ باشد موجب تقدّم و سبقتش نمىشود . چه بسيار از صحابهء
هامش
( 27 ) ابن سعد 5 : 211 .
( 28 ) مصاحف 17 و 18 .