اعتراض ابن مسعود
كار آن انجمن كه تمام شد ، عثمان نسخههاى ديگرى از قرآن منتشر ساخت و همهء مردم را به از بين بردن مصاحف خود فرا خواند . اين كار عثمان مورد قبول همهء مسلمانها قرار گرفت . در درجهء اول صحابهء رسول خدا قرار گرفته بودند كه بعضى از آنها براى خود مصحفى ترتيب داده بودند و در ميان آنها ، چه كسانى كه در مدينه بودند و چه آنها كه در شهرهاى ديگر بودند ، و در ميان ساير مردم ، كسى با اين تصميم عثمان مخالف نبود . همه پذيرفتند كه يك نسخه از قرآن باشد و هر كس نسخهء خود را منطبق با آن تهيه كند . در ميان صحابه ، تنها از يكنفر باز گفتهاند كه فرمان عثمان نپذيرفت و او عبد اللّه بن مسعود بود . براى اينكه كيفيّت اعتراض او روشن شود كمى به عقب برمىگرديم و وضع عبد اللّه را بيشتر بررسى مىكنيم .
وقتى عمر مرد ، ابو موسى امارت بصره را داشت « 1 » و ابن مسعود مسؤول بيت المال كوفه بود . والى كوفه يك سالى مغيرة بن شعبه بود كه عثمان او را عزل كرد و سعد بن ابى وقّاص را به ولايت كوفه فرستاد ( سال 24 ه ) كوفه در آن هنگام مركز بزرگى از خلافت اسلامى بود و مرزهائى دور و دراز داشت . اما عبد اللّه با اينكه سعد از بزرگان قريش و از حاميان اوليهء او بود ، و عبد اللّه براى اينكه جزء قريشيان به حساب آيد به حمايت او احتياج داشت ، اما با سعد نساخت . مىگويند چيزى نگذشت كه بر سر وامى كه سعد از بيت المال گرفته بود ، عبد اللّه فشار آورد و كار بگو نگوى آنها بالا گرفت . تا جائى كه روزى سعد مىخواست در حق او نفرين كند كه عبد اللّه ترسيد و كوتاه آمد . سعد او را متهم به خسّت بيش از اندازه در كار بيت المال مىكرد « 2 » و مىگويند به دو گفته كه آيا تو عبدى از هذيل نيستى ؟
سعد به ياد مىآورد كه عبد اللّه وابستهء هذيل بود و او خود از بزرگان قوم شمرده مىشد . عبد اللّه متعلق به يكى از قشرهاى پائين اجتماع بود ، ولى در كار بيت المال سختگيريها داشت . به هر حال ، داستان به گوش عثمان رسيد ( در سال 25 ه ) . اين را بهانه كرد . عبد اللّه را به جاى خود گذاشت و سعد را از كار برداشت . عثمان
هامش
( 1 ) در سال 22 هجرى عمر عبد اللّه را به عنوان وزير عمار ياسر و معلم قرآن به كوفه فرستاد و به مردم كوفه نوشت : اينان از پاكان و برگزيدگان اصحاب و از اهل بدر هستند . من شما را ( با فرستادن آنها ) بر خود ترجيح دادم . ( استيعاب 3 : 992 ) .
( 2 ) تاريخ طبرى : 1 : 13 - 2811 .