اين كار هم مصيب بوده است . در برابر ، اين نكته است كه اگر هم از جنبهء مذهبى و سياسى اين كار گناهى بر عثمان نباشد ، اين نكته درخور عنايت است كه اينها ذخيرهء علمى اسلام بود كه به كار دانشمندان و محققان مىخورد . در برابر مىگويند كه در اين نكته توجه به زمان و مكان نشده است . ما امروز از پس چهارده قرن و از دنياى امروز خود كه هر شهرى كتابخانه و موزهاى دارد ، صحبت مىكنيم و فراموش مىكنيم كه مردم آن روزگار هنوز بدان مرحله نرسيده بودند كه موزه و كتابخانه درست كنند . توحيد جامعهء اسلامى و سدّ باب خلاف و شقاق در كلام الهى ، خيلى مهمتر از تتبّع و تحقيق دربارهء لغت و لهجهء عرب است .
اما آنها جواب مىدهند : اين درست كه توحيد جامعه از تحقيق علمى مهمتر است . در اين هيچ حرفى نيست . اما دربارهء قد است و حرمت آن كتيبهها كه در محضر رسول خدا و در اشراف او و زير نظر او تهيه شده بود چه بايد گفت ؟ در اينكه اين اوراق و استخوانها مدارك اوليهء قرآن شمرده مىشد و نويسندگان نخستين ، آن را از دهان مبارك پيغمبر شنيده در حضور شخص او نوشته بودند ، حرفى نيست . اين كتيبههاى كوچك و گوناگون ، حاوى متن درست و متقن آيات الهى بود و براى عموم مسلمانها تا پايان جهان جزء نفيسترين و گرانبهاترين و مقدسترين چيزهاى دنيا شمرده مىشد . مشاهدهء آنها در هر جا و هر وقت يادآور دوران و شخص پيامبر بود : بخصوص كه پس از نابودى آنها ، باز مصاحف ديگرى در دستها بود و حتى قاريانى به آنها قرائت مىكردند و ظاهرا عثمان اقدامى براى نابود كردن آنها به عمل نياورد . گذشته از اين ، فراموش نكنيم كه وجود آن كتيبهها در روشن شدن بسيارى از معضلات و مبهمات قرآنى ، مىتوانسته مؤثر باشد . واقعا آيا نمىشد به كيفيتى آنها را براى نسلهاى بعد محفوظ داشت ؟
به هر حال ، براى بستن در فتنه و اختلاف ، به هر صورت و شكلى كه در آينده ممكن بود پيش آيد ، اين كار را كردند و آن را مصلحت بزرگترى تشخيص دادند .
قضاوت درست و داورى اصولىتر ، بستگى بدان دارد كه هر دو طرف قضيه ، بقاء و امحاء آنها ، و آثار و نتايج بعدى آن عميقانه رسيدگى شده و دور از حب و بغض با موازين و اصول عاليهء اسلامى و مصلحت واقعى جامعه سنجيده شود .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 432
مساهمون: محمود راميار
ص٤٣٢